شبکه‌های اجتماعی

0

شبکه‌های اجتماعی

در دنیای امروز مفهوم شبکه‌های اجتماعی دیگر مفهومی جدیدی نیست. حضور تعداد زیادی از افراد در این عرصه سبب شده است تا این فضا‌ها را واقعیت جدید بشر قلمداد کنیم. البته فرایند حضور جمعی برای انسان امر جدیدی نیست؛ انسان‌ها از قرن‌ها پیش که دور آتش می‌نشستند و برای یکدیگر داستان تعریف می‌کردند به‌نوعی مبنای شبکه‌های اجتماعی اولیه را بنیان می‌گذاشتند. آنچه باعث شد شبکه‌های اجتماعی در این دوران نمود عینی‌تری داشته باشد و بیش از هر زمان دیگری مورد توجه قرار بگیرد، پیدایش ابزار دیجیتال و کمک آنان به توسعه شبکه‌های اجتماعی بوده است. برای مطالعه شبکه‌های اجتماعی پیش از هر چیز باید ۳ مفهوم را از یکدیگر تمیز دهیم: شبکه‌های اجتماعی به‌عنوان شبکه‌ای از ارتباطات انسانی (Social Networks)، سرویس‌های ایجاد و توسعه شبکه‌های اجتماعی (Social networking services) و سرویس‌های دیجیتال ایجاد و توسعه شبکه‌های اجتماعی (Digital social networking services).

شبکه‌های اجتماعی برای نخستین بار در سال ۱۹۵۴ از سوی جان بارنز (John Barnes) که در زمینه انسان‌شناسی اجتماعی فعالیت می‌کرد مطرح شد. او تحقیقی مبتنی‌بر گروه‌های اجتماعی در بخشی از نروژ انجام می‌داد و اصطلاح شبکه اجتماعی را در آن تحقیق برای توصیف رابطه میان‌فردی و تحلیل مکانیزم‌های ارتباطی و به‌ویژه تصمیم‌گیری آنان به‌کار برد. وی مدت‌ها بعد با ابراز شادمانی از بهبود و پیشرفت مفهوم شبکه‌های اجتماعی در دنیا، از خطرهای احتمالی سیطره این دیدگاه بر حیات واقعی انسان سخن گفت.

شبکه‌های اجتماعی در پی تشکیل ساختاری از گره‌های مرتبط به یکدیگر شکل می‌گیرند. مفهوم روابط میان‌فردی در این فضا‌ها در حقیقت نمایش و مطالعه‌ ارتباط بین این گره‌ها و انتقال دانش و اطلاعات میان آنهاست. بنابراین با توجه به تعریف‌های عمومی و جامع شبکه‌های اجتماعی می‌توان گفت هر فضایی که با هدف شکل‌گیری، تسریع و تسهیل رشد شبکه‌های اجتماعی خلق شود به‌عنوان سامانه‌ای واحد و مستقل از شبکه اجتماعی شناخته می‌شود. محیط‌های دیجیتالی (DSNS) همان‌ فضایی است که مردم در ادبیات و ذهنیت روزمره خود آن را به مثابه شبکه‌های اجتماعی می‌شناسند. فیسبوک، اینستاگرام، لینکدین، توییتر، گوگل پلاس و سایر پلتفرم‌های مشابه، به‌نوعی ابزاری دیجیتالی است که برای ایجاد شبکه‌های اجتماعی و توسعه آن‌ها طراحی شده است.

مطالعات تحلیلی شبکه‌های اجتماعی به تشکل‌ها و گروه‌های فکری و انسانی به چشم رأس نگاه می‌کند. در هریک از این رأس‌ها انباشتی از نگرش‌ها و طیف‌های فکری افراد قرار دارد که هر کدام از منظر جهان‌بینی خود با پدیده‌ها مواجه می‌شوند. تحقیقات گوناگون در زمینه شبکه‌های اجتماعی آنلاین نشان می‌دهد که از ظرفیت شبکه‌های اجتماعی در بسیاری از سطوح فردی و اجتماعی به منظور تحلیل مسائل و تعیین ضوابط میان آنان، برقراری روابط اجتماعی، اداره موضوعات تشکیلاتی، سیاست‌گذاری عمومی و هدایت افراد در راستای نیل به اهداف بهره‌مند می‌شود.

امکان بهره‌مندی از فضایی شخصی و ویژه برای شما و فعالیت‌هایی که انجام می‌دهید، اصلی‌ترین و مهمترین امکاناتی است که شبکه‌های اجتماعی در اختیار شما قرار می‌دهند. بنابراین هر اندازه که صفحه فعالیت شما به‌لحاظ مفهومی و محتوایی از ارزش و کارایی بیشتری برخوردار باشد،  ارزش صفحه مجازی شما از منظر گوگل بالاتر خواهد بود. از سوی دیگر واکنش دیگر کاربر‌های شبکه اجتماعی مورد نظر ‌بر اساس مطالب و موضوعاتی که به اشترک می‌گذارید در نگرش گوگل به شما مؤثر است. چندین شیوه رایج برای این منظور پیش‌بینی شده مانند ابراز علاقه نسبت به مطلب (لایک)، به اشتراک‌گذاری مجدد مطلب یا ابراز نظر (کامنت) است.

شاخص وفاداری مشتری از مباحث کلیدی موفقیت در تجارت و کسب‌و‌کار محسوب می‌شود. همزمان با رشد وفاداری‌ مشتریان به محصولات برند متعاقباً سهم بازار و میزان سوددهی بنگاه اقتصادی نیز بالا می‌رود. درک بازار با برنامه‌ریزی و اتخاذ راهبرد‌های مناسب به‌منظور وفادارسازی مشتریان و افزایش نرخ وفاداری آنان منافعی بلندمدت و ماندگار برای بنگاه‌های اقتصادی به همراه خواهد داشت. بنابراین بازاریابی شبکه‌های اجتماعی شکلی از بازاریابی است که تمرکز بر روی مخاطبان و برقراری ارتباط با آن‌ها را در اولویت خود قرار می‌دهد و در عین حال بر فروش مستقیم محصولات و نحوه ارائه خدمات نظارت می‌شود.

برند‌‌ها و شرکت‌های فعال در بازار کنونی باید از شبکه‌های اجتماعی به مثابه ابزاری قدرتمند برای برقراری ارتباط با مخاطبان خوداستفاده کنند تا در فرایند وفادار‌سازی مشتریان موفق باشند. یکی دیگر از امتیازهای مهم شبکه‌های اجتماعی برای کسب‌و‌کارها کاهش هزینه‌های بازاریابی است. در شبکه‌های اجتماعی دیگر نیازی به بودجه‌های سنگین تبلیغاتی و برندینگ رسانه‌های جمعی و چاپی نیست و تنها به چند متولی آگاه به این فضا‌ها نیاز است تا در نهایت هزینه‌هایی بسیار جزئی برای معرفی محصول یا خدمات به طیف وسیعی از مخاطبان پرداخت شود.

بهره‌مندی از شبکه‌های اجتماعی این امکان را برای کسب‌وکارها و برند‌های فعال فراهم می‌کند تا بتوانند به حجم وسیع‌تر و دقیق‌تری از اطلاعات و جزئیات مربوط به مخاطبان و بازدید‌کنندگان کانال‌های مجازی خود دست یافته و آنان را تحلیل و مطالعه کنند. آگاهی از علاقه‌مندی‌ها، نیاز‌ها، دیدگاه‌ها و بازخوردی که در نتیجه مواجهه با محصول روی می‌دهد نیز در زمره همین موضوعات است. در نهایت با گردآوری و تحلیل اطلاعات و بررسی آن‌ها دید مناسبی نسبت به مخاطبان بدست می‌آید و از نتایج حاصل‌شده در تصمیم‌گیری‌ها و سیاست‌گذاری‌های مهم کسب‌و‌کار استفاده می‌شود.

هر شبکه‌ اجتماعی شیوه برقراری ارتباط خاص ویژه خود را دنبال می‌کند. مثلا در فیسبوک از استتوس، پست‌های دیواری (Wall) و تصاویر استفاده می‌شود. درحالی که ساختار پست‌های کوتاه، سریع و اغلب خبری در توییتر حال و هوای خاص خود را دارد و مبنای آن طوری طراحی شده است تا در مختصر‌ترین شکل ممکن اطلاعات منتقل شود. در سوی دیگر لینکدین قرار دارد که به‌طور ویژه به ملزومات کسب‌و‌کار فردی و جمعی می‌پردازد و فضایی است که اشخاص برپایه پیشینه حرفه‌ای، توانمندی‌ها، محیط‌های کاری و پروژه‌های در حال اجرا دسته‌بندی می‌شوند.

درک نقاط اختلاف و ویژگی‌های این ۳ محیط مجازی به شما کمک می‌کند تا محتوای مورد نظر شما یک‌راست به دست مخاطب مورد نظرتان برسد و همزمان ظرفیت بازاریابی شبکه‌های اجتماعی شما را محقق کند. تولید محتوا با در نظر گرفتن ویژگی‌ها و امتیازات هر پلتفرم باید انجام شود. هر اندازه که محتوای شبکه اجتماعی سازمانی منطبق‌بر نیازها و اولویت‌‌بندی کاربران طرح‌ریزی شود، مشارکت مخاطب با آن کسب‌و‌کار بیشتر خواهد بود. از سوی دیگر بهینه‌سازی و ویرایش محتوا برای سازگارسازی آن با پلتفرم‌های مختلف اجتماعی نیز ممکن است زمانبر و هزینه‌بر باشد. محتوای مورد نظر در هر شکلی که شامل فیلم، تصویر یا مطلب باشد باید بستر مفاهیم و ذهنیت‌سازی برای مخاطب شود. در واقع محتوا در این میان نقش پول نقدی را بازی می‌کند که قرار است معامله میان دو بخش را ترتیب دهد. بنابراین توصیه می‌شود کسب‌و‌کار‌هایی که منابع محدود دارند بر یک یا دو پلتفرم اجتماعی تمرکز داشته باشند تا بدون ایجاد مزاحمت برای فعالیت‌های اصلی خود بتوانند محتوایی ارزشمند و پربار در اختیار مخاطب قرار دهند. همچنین به یاد داشته باشید که صاحبان و متولیان بنگاه‌های اقتصادی و کسب‌و‌کار مربوطه باید پلتفرم‌هایی که بیشترین بازگشت سرمایه را برایشان رقم می‌زند را مشخص کنند. این پلتفرم‌ها همان‌هایی است که از سوی بازار هدفشان بیشتر مورد استفاده قرار می گیرند.

حضور داشتن در شبکه‌های اجتماعی متعدد شاید مطلوب باشد، اما محدودیت منابع شرکت نیز باید در تعیین استراتژی به کار گرفته‌شده در قبال این فضا‌های مجازی در نظر گرفته شود. شرکت‌ها باید مطمئن شوند استراتژی شبکه‌های اجتماعی آنان فارغ از تعداد پلتفرم‌ها، مشارکتی معنادار از سوی مخاطب در بر خواهد داشت. این جریان محقق نخواهد شد مگر با ارائه محتوای ارزشمندی که به زندگی کاربران شاخص مفیدی بیافزاید.

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.