مروری بر شبه علم و ۷ معیار شناسایی

0

مروری بر شبه علم و 7 معیار شناساییشبه علم به تصورات، باورها یا رفتار‌هایی اطلاق می‌شود که با پدیده نظام‌مند علم اشتباه گرفته می‌شود. شبه علم، به‌نوعی دست‌مایه‌ای جذاب برای رسانه‌های عامه‌پسند محسوب می‌شود که قصد دارند  با استفاده از دانش ضعیف جامعه، طیف مخاطبان خود را افزایش دهند. رسانه‌هایی که اغلب در وصف آن‌‌ها با نام زرد یا عامه‌پسند یاد می‌شود. برای ارزیابی و تمیز دادن شاخص علمی یا غیرعلمی بودن مطالب و موضوعاتی که مطرح است نیز معیار‌های متعددی وجود دارد. در این مطلب قصد داریم مروری بر شبه داشته باشیم و ۷ معیار شناسایی علم از شبه‌ علم و معرفی آن بپردازیم.

نخستین معیار علمی‌بودن یک پدیده امکان راستی‌آزمایی آن است. به این معنی که اگر گزاره‌ای به شما منتقل می‌شود بتوانید از چند و چون آن به شکل تجربی و قابل رویت آگاه شوید. به عنوان مثال کسی به شما بگوید که داخل هر تخم‌مرغ پیش از آنکه شکسته شود یک قورباغه وجود دارد که به محض به وجود آمدن نخستین ترک روی پوسته، به ماده‌ی لزج سفید و زرد رنگی تبدیل می‌شود. در نتیجه شما هرگز نمی‌توانید به شکل تجربی با واقعیت این پدیده آشنا شوید. بنابراین این فرایند نیز گزاره‌ای شبه علم و غیر‌قابل استناد است. توجه داشته باشید که نبود امکان راستی‌آزمایی در پدیده‌هایی ممکن است که فرد با تمام متغیر‌ها و پدیده‌ها آشنا باشد. یعنی اگر در رابطه با سیاه‌چاله و فیزیک کوانتوم شناختی ندارید نمی‌توانید فرضیه عبور از سیاه‌چاله و قضیه نسبیت را شبه علم بدانید. به عبارت دیگر، کسانی که در خصوص علم و روش علمی صحبت می‌کنند نباید مدعی این باشند که هرآنچه علمی نیست نادرست است؛ بلکه که صرفاً علمی نیست.

مروری بر شبه علم و 7 معیار شناساییدومین معیار علمی بودن یک پدیده، تکرارپذیری آن است. اگر آزمایشی یک بار انجام و نتایج آن گزارش شد، هر قدر هم که این آزمایش در فضای دقیق و با نظارت کامل انجام شده باشد، حتماً باید تکرار پذیر باشد. انسان‌های مختلف در نقاط مختلف کره‌ زمین و در زمان‌های مختلف، اگر همان ابزار و شرایط را فراهم کنند باید بتوانند همان نتیجه را بگیرند. در پیشینه علم به دفعات دیده شده است که برخی پدیده‌ها تنها یک بار آزمایش شده‌ است؛ اما هرگز در هیچ شرایط دیگری، با وجود شبیه‌سازی همان فضا نیز نتیجه مشابهی گرفته نشده است! این در حالیست که برای اجرای روش علمی تحقیق باید از فنون و شیوه‌های مختلف برای حذف جهت‌گیری ذهنی محقق استفاده شود. گسترده‌ کردن نمونه آماری، یکی از این روش‌هاست. مثلاً بررسی رفتار اقوام بر اساس نژاد، دین یا ملیت آنان باید به‌شکلی کاملاً فارغ از موقعیت آن‌ها صورت گیرد تا نتیجه علمی حاصل شود. بدین معنا که در صورتی این تحقیق از خطا دور خواهد بود که محقق مربوطه در این دایره آماری هرگز از قومیت و نژاد جامعه آمار خود آگاه نباشد. حاصل مطالعات علمی و تحقیقات مختلف بر مبنای روش‌شناسی علمی، در نهایت مجموعه‌ای از مفاهیم علمی است که معمولاً در رسانه‌ها و مراجع علمی معتبر منعکس شده و رفته‌رفته در زندگی و حافظه ذهنی جامعه نشر داده می‌شود. تا این مرحله دشواری خاصی دیده نمی‌شود، بلکه ماجرا از آنجا سخت می‌شود که هر کسی، برداشت‌ها و نگرش‌های خود را به این مفاهیم وارد می‌کند. مرز علم و شبه علم در همینجا مشخص می‌شود: بر این اساس شبه علم از واژه‌های علمی و از کلام علمی برای تقویت و تثبیت مواضعی صحبت می‌کند که اساساً پایه‌ی علمی ندارند.

۷ نشان‌ هشداردهنده برای ردیابی شبه‌ علم وجود دارد که در مواجهه با این پدیده در رسانه‌های گوناگون کتبی، تصویری یا صوتی مفید است. نخستین پدیده فرار به رسانه است. بر این اساس، اصحاب شبه‌علم، فرضیه‌ها و ادعا‌های خود را به سرعت در رسانه‌های گروهی مطرح می‌کنند. صحت و درستی علم به این پدیده بازمی‌گردد که هر کشف و گزاره جدید در ابتدا به اهالی و متولیان این عرصه معرفی و از سوی آنان مورد نقد و بازبینی قرار گیرد. به‌وجود آمدن درگاه‌های اطلاعاتی و ژورنال‌های تخصصی نیز بر همین اساس شکل گرفته است تا به‌طور ویژه از سوی این افراد مطالعه شود. این در حالیست که متولیان تولید مطالب شبه‌علم با گذر از این مرحله تخصصی، مسیر یافته‌های غیرعلمی خود را به رسانه‌های جمعی و گاه تخصصی می‌رسانند تا به سرعت بیشتری از سوی جامعه به پذیرش عمومی دست یابند. شاخص بعدی توطئه‌اندیشی است. الگوی رفتاری جالب و ویژه‌ای که در مورد تمام اصحاب شبه‌علم مصداق دارد نیز توهم توطئه یا استناد به آن با هدف جلب توجه است. این افراد مادامی که داده‌های خود را در رسانه‌ها منعکس می‌کنند، مدعی هستند که نهادهای دارای قدرت و ثروت زیادی به حمایت از علم رسمی و جریان سنتی تولید آن می‌پردازند. همچنین این نهاد‌ها را به توطئه و حق‌کشی متهم می‌کنند و ادعا می‌کنند که مانع از ارائه یافته‌های حقیقی و جدید می‌شوند.

از جمله رفتار‌های رسانه‌ای از سوی تولیدکنندگان مبانی شبه علم، هیجان رسانه‌ای است که به‌عنوان سومین نشان هشدار‌دهنده می‌شناسیم. هیجان رسانه‌ای در حقیقت زمانی است که شبه‌علم برای یافته‌های اتفاقی خود، روش اندازه‌گیری‌ علمی ندارد؛ بنابراین تلاش می‌کند تا با ارائه آمار متعدد و همکلامی با چهره‌های شاخص در خصوص موضوعات نامربوط اما هم‌ارز، مخاطب را اقناع کند. این روش با نام همهمه رسانه‌ای هم شناخته می‌شود که خالق مطلب به جای انتقال پیام، همهمه ایجاد می‌کند و متعاقباً به نتیجه‌گیری‌های غیرمنطقی می‌رسد. تک‌نگاری تجربه‌های شخصی که در ابتدای متن به‌نوعی به آن پرداختیم نیز نشان دیگری است که رفتار متولیان شبه علم را تحلیل می‌کند. طرح تجربه‌های شخصی به‌صورت تک‌نگاری ادعاها، رمز بقای خرافات و اطلاعات غیرعلمی در عصر علم تجربی است. به یاد داشته باشید که در علم پزشکی همچون تمام علوم دیگر از داده‌های حقیقی و نتایج به‌دست آمده استفاده می‌شود و ادعا‌های فردی و تجربیات شخصی هیچ جایی در این شاخص ندارد. شبه‌علم از افراد و پدیده‌های برای اثبات مدعای خود استفاده می‌کند که صرفاً اطلاعات شخصی و غیر قابل آزمودن را مطرح می‌کنند.

قوانین و اطلاعات قدیمی و سنتی یکی دیگر از نشانه‌هایی است که همواره از سوی اصحاب شبه علم در مقام دفاع از ادعاهای خود مطرح می‌شود. اهالی شبه‌علم بر این ادعا تکیه می‌کنند که صدها و بلکه هزاران سال پیش، باور مورد ادعای ایشان رواج داشته و از تأیید چهره‌های شاخص که هیچ‌یک اکنون زنده نیستند بهره‌مند بوده است. باور باستانی نامی است که تحلیلگران بر این رفتار آنان گذاشته‌اند که اغلب از سوی این افراد به طرح بیانات و سخنانی گاه کذب یا نامفهوم از چهره‌های شناخته‌شده ختم می‌شود. توجه داشته باشید که نخستین راه برای دریافتن این نشانه، تحقیق در خصوص صحت کلام چهره مشهوری است که برای اثبات ادعا مطرح می‌شود.

رسانه قابل اعتماد همواره شفاف و قابل استناد است. در نتیجه جریان تولید اطلاعات و فرایند ارائه آن نیز قابل مشاهده و شفاف خواهد بود. عنصر اجرایی کار در انزوا استناد دیگری است که به رفتار اجرایی گروه‌های تولید‌کننده شبه‌علم اطلاق می‌شود. برپایه این گزاره، اصحاب شبه‌علم معمولاً در انزوا کار می‌کنند و شفافیت را برنمی‌تابند. در نتیجه یافته‌های این گروه‌ها به‌طور معمول در تجمعات خصوصی، درون‌سازمانی و تشکیلاتی مطرح می‌شود. همچنین به دلیل نداشتن پایه علمی، ممکن نیست جریان تولید مطالب از سوی تولیدکنندگان در اختیار مخاطب قرار گیرد. هفتمین و آخرین نشانه تشخیص شبه‌ علم نیز عمیق‌شدن در منطق نهفته در کلمات و مقایسه آن با واقعیت بیرونی است؛ مفهومی که با نام قوانین جدید شناخته می‌شود. طرح قوانین جدید برای طبیعت از عادت‌های رفتاری در تولید گزاره‌های غیر علمی از سوی این اصحاب است. اصحاب شبه‌علم برای آنکه یافته‌ها و مشاهدات ادعایی خود را توجیه کنند قوانینی تازه و بدیع را برای طبیعت مطرح می‌کنند.

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید