میرصادقی: با استاندارد‌های جهانی فاصله زیادی داریم

0

اولویت‌ توسعه در سرانه خدمات شهری

سیدرضا میرصادقی به عنوان یکی از شناخته‌شده‌ترین نام‌های عرصه ساخت‌‌و‌ساز کشور، اخیراً به‌عنوان مدیرعامل سازمان نوسازی شهر تهران برگزیده شد. کارنامه درخشان وی در زمینه پروژه‌های متعدد ساختمانی و سازه‌ای همچون پروژه برج میلاد و پروژه‌های پیرامونی در قالب مرکز ارتباطات بین‌المللی شهر تهران، مدیریت و اجرای پروژه‌های بزرگ و شاخص شهری در سراسر کشور و همچنین طرح‌های فرامرزی نظیر طرح توسعه حرم امیرالمؤمنین (ع) و صحن فاطمه زهرا (س) در کشور عراق از او چهره‌ای مهم و کلیدی در عرصه فعالیت‌های زیرساختی و عمرانی در کشور ساخته است. در جریان مصاحبه‌ای حضوری دیدگاه‌ها و نقطه‌نظرات او را در زمینه شهر خوب، وضعیت کنونی پایتخت و آینده تهران در سایه سامانه مدیریت جدید جویا شدیم. متن پیش‌رو شرحی از دیدگاه‌های دکتر سیدرضا میرصادقی است.

شهروندان ناراضی

شهر خوب شهری است که نخستین چیزی که شهروندانش در آن احساس می‌کنند آرامش است. آرامشی که به واسطه زیبایی‌های بصری، گوش‌نوازی اصواتی که فضای شهری را پر کرده‌اند، آرامشی که در رفت‌وآمدها به دست می‌آید و خدماتی که از شهر دریافت می‌کنند به دست می‌آید. شهرهایی که در دنیا در این زمینه موفق بوده‌اند عموماً شهرهایی هستند که برای شهروندانشان کار کرده، خدمات ارائه می‌‌دهد و برنامه‌ریزی شهری در آن‌ها به‌گونه‌ای ساماندهی ‌شده است که جلوی ناهنجاری‌های مختلف اعم از بصری و شنوایی را می‌گیرند. مانند ایجاد نماهای بد، فضاهای ناهمگون، و …. این شهرها، شهرهایی هستند که توانسته‌اند به لحاظ کنترل‌های زیست‌محیطی برای شهروندانشان فضاهایی ایجاد کنند که با خیالی آسوده با خانواده در آن‌ها گام بگذارند. شهرهایی که توانسته‌اند بهترین فضاهای آموزشی را برای شهروندانشان ایجاد کنند، یا به لحاظ فرهنگی و اجتماعی شرایطی به وجود آورند که مردم از حضور یکدیگر لذت ببرند. این شهرها شهرهای آرمانی هستند و در مقوله شهر خوب می‌گنجند. هر شهری که برای رسیدن به این اهداف گام برداشته است عموما در تعریف شهرهای موفق قرار می‌گیرد. بر این اساس شهرهایی که هرچند دارای گردش مالی بالایی هستند اما نتوانسته‌اند شاخص‌های یک شهر خوب مانند شاخص‌های زیست‌محیطی را ایجاد کنند در تعریف شهر خوب قرار نمی‌گیرند. نکته اینجاست که این شهرها جمعیت‌هایی زیاد داشته و جمعیت‌پذیر هستند؛ اما ساکنان این شهرها عموماً از وضعیت زندگی‌شان راضی نیستند. از قضا شهرداران این شهرها بسیار کوشا هستند تا شهروندان را مدیریت کنند و خدمات اولیه را به شهرشان برسانند اما آنچه در واقعیت می‌گذرد امر دیگری است.

شهر شلوغ

تهران حدود ۲۰۰ سال است به عنوان پایتخت انتخاب شد اما از همان ابتدا زیرساخت پایتخت‌شدن نداشت. این ۲۰۰ سال تاریخ را باید به دو دوره یکصدساله تقسیم کرد. در دوره نخست حتی به زیرساخت‌های ابتدایی شهری اندیشیده نشد اما در یکصدسال دوم به‌ویژه در ۸۰ سال اخیر شهر تهران می‌توان تغییر و تحولاتی زیادی به چشم دید. تغییراتی که در دروازه‌های ورودی ایجاد شد، در حوزه شهری، نقشه‌های منطقه‌ای و شهری. تغییرات با طمأنینه و سلیقه‌ای اعمال شد. پس از انقلاب شهر تهران چه به خاطر جنگ و چه به خاطر جمعیت انبوه مهاجران دچار تغییرات اساسی شد و هم‌اکنون ظرفیتی کمتر از جمعیتش دارد. تهران در ایده‌آل‌ترین حالت ظرفیت ۷ تا ۸ میلیون جمعیت دارد اما تقریباً دو برابر آن شهروند در آن زندگی و یا تردد می‌کنند. برخی از معضلات شهری تهران بر اثر این تراکم جمعیتی بالا ناگزیر شکل گرفت. مثلاً آلودگی شهری دلیلش مدیریت شهری نیست بلکه مدیریت انرژی در شهر تهران و کل کشور است.

نگاه ملی به شهر خوب

فاصله شهر تهران با استانداردهای جهانی زیاد است. البته احداث اتوبان‌ها و معابر شهر تهران به جز در بافت فرسوده تقریباً تکمیل شده و صددرصد از خطوط مترو مطابق طرح اولیه پیش رفته است. هم‌اکنون ۵درصد از سطح شهر تهران در بافت فرسوده قرار دارد اما ۱۵ درصد جمعیت شهر تهران در همین بافت ساکن هستند که آماری قابل توجه است. از سوی دیگر در سرانه‌ها و نیازمندی‌های جمعیتی شهر تهران کاستی‌های زیادی دیده می‌شود. همچنین در بسیاری از نقاط شهر که جمعیت زیادی دارند سرانه‌های فضای سبز تقریبا صفر است و توزیع فضاهای فرهنگی بسیار نامناسب است. یکی از آیتم‌های شهر خوب رسیدن به فضاهایی است که کمتر به آن رسیدگی شده است به بیان دیگر، بسیاری از آسیب‌های اجتماعی شهر تهران ناشی از توزیع نامتناسب است. آنچه باید به آن دست پیدا کنیم توسعه سرانه‌های خدمات شهری است. این توسعه باید متوازن، با توجه به شناخت مناطق، و فرایندی تأثیرگذار باشد. جذب و ترغیب سرمایه‌گذاران باید در اولویت قرار گیرد و کاربردهای اقتصادی مناطق باید تدقیق شود. در برخی از مناطق شهر تهران توسعه زیاد فضاهای تجاری به شبکه‌های معابر آسیب زده است و بالعکس در جاهایی به دلیل عدم ایجاد فضاهای تجاری یا تفریحی مناسب، ترددهای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای شکل گرفته است که موجب پیداش مسائل اجتماعی، ترافیکی و… شده است. ترددهای شهری برای ارتباطات اجتماعی ضروری است و هیچ مدیر شهری در پی ایجاد گسست اجتماعی نیست اما باید بدانیم هر فرد برای دستیابی به خدمات مورد نظر خود چه فاصله‌ای را باید بپیماید. چقدر برای ایجاد سرانه‌ها، فضا ذخیره‌سازی کردیم. در برنامه‌های توسعه چهارم و پنجم قوانینی داریم. در این قوانین برای بهسازی و نوسازی شهر تهران تعاریف مشخصی وجود دارد. از سال ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۹ حدود ۴هزار و ۴۸۵ هکتار از اراضی کشور را وارد نوسازی و بهسازی کردیم. در سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۵ نیز حدود ۵هزار و ۲۰۰ هکتار را در برنامه نوسازی و بهسازی گنجاندیم. این آمار نشان می‌دهد که عملاً چیزی حدود ۱۳درصد رشد داشتیم که هرگز امیدوار‌کننده نیست. شهر خوب باید با نگاهی ملی نگریسته شود تا تمام بخش‌ها خود را در قبال کاستی‌ها مسئول بدانند.

خوانش متناقض از خدمات شهری

امروزه برنامه‌های بلندمدت شهری رنگ باخته‌اند و چشم‌اندازهای بلندمدت شهری در نظر گرفته نمی‌شود. در بهترین حالت برنامه‌های کوتاه‌مدت و زودبازده بدون در نظر گرفتن این موضوع که برنامه‌های کوتاه‌مدت چه اثرات بلندمدتی از خود به جای می‌گذارد نیز مدنظر قرار دارد. مانند پروژه‌هایی که هنگام بهره‌برداری مشخص می‌شود که توجیه اقتصادی ندارد. چنین اتفاق‌هایی در دنیا به ندرت روی می‌دهد و جای تعجب است که شاهد بروز موارد متعددی در کشور هستیم. دلیل اصلی‌ جریان یادشده این است که مدیران ما از بقای خود اطمینان ندارند و عوامل دخیل در برهم زدن شیرازه مدیریت شهری زیاد شده است. از یاد نبریم که امروزه سطح توقع مردم نیز نسبت به گذشته بیشتر شده و کار مدیران بسیار سخت شده است. در گذشته به دلیل فاصله گرفتن حوزه مدیریت شهری از حوزه مدیران دولتی درآمدهایی که قانون‌گذار تعریف کرده بود عموماً به شکل ناقص به مدیریت شهری تعلق می‌گرفت. از سویی خدمات‌رسانی به شهر تهران نیازمند داشتن منابع پایدار بود و متأسفانه این هزینه شدن‌ها هم به شکل دست‎‌ودلبازانه‌ای صورت می‌گرفت. از این رو برای به دست آوردن درآمد انواع گوناگون روش‌ها از فروش تراکم، تغییر کاربری و… اتفاق افتاد. تردیدی نیست که دستورالعمل‌ها باید اصلاح شود. اگر منابع درآمدی شهر تهران دچار خلل هستند قطعاً باید منابع درآمدی دیگری تعریف شود. پرواضح است که در بودجه سال ۱۳۹۷ این منابع درآمدی باید اغلب از محل منابع دولتی تأمین شود اما از نظر من شهر تهران می‌تواند خودگردان شود. فکر می‌کنم چیزی حدود ۵ تا ۷ سال زمان نیاز داشته باشیم تا شهر تهران را به شاخص‌های ایده‌الش در حوزه درآمدی برسانیم.

عدم حمایت از مدیران اجتماعی

سازمان نوسازی شهر تهران از سال ۱۳۴۷ مشغول به کار بوده و نخستین پروژه سازمان نوسازی میدان آزادی بوده است. این سازمان به دلیل اساسنامه و اختیاراتی که دارد حجم بالایی از پروژه‌ها را می‌تواند در حیطه اختیارات خود داشته باشد. البته امروز سازمان نوسازی با اهدافش فاصله دارد و به دلیل فقدان نگاه پایدار و بلندمدت، پروژه‌هایی که از سوی این سازمان در گذشته انجام شده است اکنون به عنوان سازه‌های فرسوده محسوب می‌شود و به بهسازی نیاز دارد. همیشه در تمام پروژه‌هایی که تاکنون انجام داده‌ام کرامت انسان‌ها همواره بالاترین جایگاه و اولویت را داشته است. بدون کمک و مشاوره متخصصان اجتماعی و فرهنگی قادر نخواهیم بود نیازمندی‌های انسان‌هایی که می‌خواهند در آن فضاها زندگی کنند را دریافته و تأمین کنیم. کوشش من در بستر سال‌ها فعالیت عمرانی همیشه این بوده تا ارزش افزوده‌ای برای کاربران و مردم ایجاد کنم. بنابراین در مسیری پیش خواهیم رفت تا نام سازمان نوسازی به‌ویژه برای اقشار درگیر با این بخش ذهنیت و یادی نیک و خوش بسازیم. به‌عنوان نخستین گام، سازمان نوسازی درگیر زنجیر‌هایی سنگین است که هرچه زودتر باید از کمند آن بگریزد و دیون خود را بپردازد و رو به رشد حرکت کند. بزرگ‌ترین هدف ما در حقیقت رساندن سازمان نوسازی به همان اهداف و سیاست‌های اصلی است که فلسفه شکل‌گیری آن بوده است: سیاست‌گذاری و مدیریت پروژه‌هایی در مسیر منافع عمومی مردم تهران، به‌سازی و نوسازی بافت فرسوده، تشکیل مشوق‌های گوناگون برای جذب سرمایه‌گذار و سرعت‌بخشی به تسهیل شرایط نوسازی از جمله اولویت‌های سازمان نوسازی شهر تهران در ترکیب جدید مدیریت خواهد بود.

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید