بنیان شهری در خدمت کرامت انسانی

0

هر شهروند به فراخور پایگاه احساسی و اجتماعی خود از شهر و محیط پیرامونی خود برداشت و انگاره‌ای فردی دارد. این ذهنیت مولود عوامل و متغیر‌های عدیده‌ای است که موضع فرد را در برابر جو شهری و همشریانش ترکیب‌ می‌کند. دریافت تعریفی جامع از شهر خوب و معیار‌های دست‌کم ملی آن اصلی‌ترین مبنایی بود که سبب شد با معاون شهرسازی و معماری شهرداری تهران همنشین و همکلام شویم. چهره‌ای برجسته و معتبر که در کارنامه حرفه‌ای او جایگاه‌هایی کلیدی نظیر عضویت کمیته پژوهشی استانداردسازی عمرانی و زیرساخت‌های شهری، عضویت شورای ‌عالی معماری و شهرسازی، ریاست پروژه تونل رسالت، ریاست شورای مرکزی نامگذاری اماکن کشور، معاونت امور برنامه‌های سازمان صدا و سیما، بنیانگذار و ریاست سازمان میراث‌ فرهنگی کشور و معاونت وزیر فرهنگ و آموزش عالی به چشم می‌خورد.

حقوق کلیدی شهروند
شهر خوب شهری است که تمام حقوق به رسمیت‌شناخته شده برای انسان در آن تحقق یابد. البته این سلسله ملزومات کلیدی همگی در خدمت لذت حیات و کرامت انسانی بوده و تردیدی نسیت که در قالب مکاتب فکری گوناگون که انسان را به صور مختلف تعریف کرده متفاوت است. به عنوان مثال اگر حق انسان تنها به لذت او تعمیم داده شود، بنابراین تمام حقوق تعریف‌شده برای افراد برپایه همین گذاره تک‌بعدی طبقه‌بندی خواهد شد. همچنین اگر نگرشی همچون جهان‌بینی ضعیف سوسیالیسم در حقوق انسانی به‌عنوان چشم‌انداز و نقطه‌نظر اجرایی در نظر گرفته شود سبب فعال‌شدن مسیر خدمت‌رسانی تمام ظرفیت‌های جامعه در راستای هدفی واحد خواهد شد. از سوی دیگر تشکیل تمام این دیدگاه‌های مختلف در جامعه آسیبی جدی به ساختمان کلی آن و شهروندان وارد می‌کند و عملاً زندگی را برای بخش قابل توجهی از شهر ناممکن خواهد کرد. در نتیجه ناچار هستیم به تعریفی واحد از شهر خوب و ایده‌آل دست یابیم. حقوق شهری و شهروندی باید نسبت به جامعه و آحاد ترتیب داده شود. به‌منظور پیش‌گیری از آشفتگی مفامیم، حقوق یادشده به ۴ دسته کلی شامل ارتباط انسان با ماسوای خود مطرح می‌‌شود. نخست ارتباطی است که انسان با خودش دارد. این ارتباط مربوط به خلوت فردی، اندیشه، آرامش، سکوت و مواقعی مشابه است که باید در بستر شهر تأمین شود. سپس رابطه انسان با طبیعت است که در قالب فضای‌های ممکن شهری از طبیعت و زیبایی‌های آن برای انسان باید مهیا باشد. مورد سوم رابطه انسان با دیگران است که در این مورد نیز باید پیش‌بینی‌های لازم برای ارتباط سالم و سازنده میان افراد و شهروندان صورت پذیرد. در پایان ارتباط انسان با خدا و معنویت است که با دریابیم آیا شهر این شرایط را می‌تواند برای شهروندانش تأمین کند یا خیر. همچنین به این نکته توجه شود که آیا شهر‌های ما مانعی بر سر راه این نیاز‌ها نیستند؟ حقوق چهارگانه انسان با خود، طبیعت، دیگران و خدا در برخورد نخست ساده به نظر می‌رسد اما در ژرفای ساختار آن مفاهیم عمیق و تعیین‌کننده‌ای وجود دارد. اشتیاق و تشنگی فرزندان و نونهالان پایتخت‌نشین برای مشاهده طبیعت و حضور در صاحت بی‌نظیر آن نشان می‌دهد که تهران در تأمین ارتباط انسان با طبیعت چندان موفق نبوده است. این نقصان به نظر ساده تأثیر بسیار زیادی بر جهان‌بینی و ابعاد خودشناسی شهروندان ایجاد می‌کند و تبعات آن تا چندین نسل برقرار خواهند ماند.

سرعت حیات
امروز فهم ما از آب تغییر کرده است. سازوکار خانه‌سازی و شهرسازی در ایران سبب شده است تا فهم درستی از گردش فصول، تغییرات طبیعی و به‌طور کلی تحولات پیرامونی نداشته باشیم. مغفول شدن از همین حق ابتدایی و بنیادین مبداً بحران‌های شخصیتی و فردی مهلکی خواهد بود که اساس انسانیت و معنویت شهری را به خطر خواهد انداخت. در گذشته ظرف‌هایی برای حضور طبیعت در زندگی افراد با عنوان حیاط‌هایی بزرگ و دلباز تعریف می‌شد. این فضا‌ها فضای شخصی افراد و خلوت آنان، ارتباط با دیگران را به شکل رفت‌و‌آمد‌های خویشاوندی و ارتباط فرد با طبیعت را بر مبنای حضور عناصر طبیعت همچون آب و درخت و آسمان تأمین می‌کند. مفهوم فیزیکی شهر با تکیه‌بر تراکم جمعیت موضوعیت پیدا می‌کند. به این معنا که تعداد افراد ساکن در یک سرزمین زمانی که از یک حد فراتر برود به آن واحد انسانی شهر گفته می‌شود. شهر یعنی هر عمل من بر دیگری تأثیر می‌گذارد و در نتیجه این شاخص در روستا‌ها کمتر به نظر می‌رسد. هر شهر باید شهروندانی شایست و متناسب با قواعد خود داشته باشد تا آهنگ و نظمی صحیح بر آن طنین‌انداز شود. نباید فراموش کنیم که اصل شهرنشینی در حقیقت رعایت همشهری و همنوع است. شاید این موضوعات در گذشته چندان مهم تلقی نمی‌شد اما امروز با ورود به عصر مدرنیته و بالا رفتن سرعت حیات، توجه به این قواعد و برچیدن محدودیت زندگی انسان بر اهمیت آن افزوده شده است. موضوع کیفیت ارتباط افراد با یکدیگر در شهر‌های امروز بیش از هر زمان دیگری مهم جلوه می‌کند. بر این اساس افراد نمی‌توانند به یکدیگر ضرر بزنند و البته قانون نیز در این میان نقشی کلیدی بازی می‌کند. شهر نباید به شهروندان خود اجازه دهد که هرطور خواستند زندگی و دنیای اطراف خود را تزئین کنند. مصداق عینی این پدیده در رویه ساخت‌و‌ساز و قوانین سازه‌ای شهر است که مدیریت شهری اجازه نمی‌دهد هر سلیقه‌ای در این حوزه ساخته و اجرا شود.

اقتصاد شهری
در حوزه اقتصاد شهری موضوعات و مسائل فراوانی داریم که از عناصر کلیدی آن مربوط به مشوق‌هایی برای نوسازی و ترمیم بافت فرسوده می‌شود. به این منظور از واژه ترمیم استفاده می‌کنم که جریان ترمیم بافت‌های فرسوده و اصلاح این بخش ها یکی از مهمترین و دقیق‌ترین برنامه‌های معاونت شهرسازی و معماری شهرداری تهران به حساب می‌آید. در این بخش طی سال‌های اخیر مشوق‌هایی در نظر گرفته شد تا از سوی سرمایه‌گذاران مورد توجه واقع شود. آنچه در این بین بدان توجه اصل اجتماعی و روابط پیچیده‌ای بود که میان مردم این نواحی برای سال‌های سال وجود داشت و همچون ریشه‌ای ضخیم و زنده به حیات خود ادامه می‌داد. تخریب این اتموسفر‌های شهروندی به‌نوعی نابودی بافت انسانی قدیمی و باسابقه‌ای را رقم می‌زند که در سطح شهر مسبب ناملایماتی آزاردهنده خواهد شد. بنابراین باید به وجوه انسانی و اجتماعی ترمیم و اصلاح بافت‌های فرسوده اندیشیده شود و پروانه‌های ساخت‌و‌ساز متناسب با ملزومات، نیاز‌ها و ظرفیت‌های اجرایی محیط به گروه‌های تولید و طراحی بشود.

پالودن روح شهر
جلوگیری از روند نامیمون و ناسازگار فروش تراکم از سامانه مدیریت شهری در نوک پیکان موج اصلاحات شهرداری وجود دارد و تمام برنامه‌های این نهاد شهری در مسیر حذف این درآمد پردردسر از شهرداری است. زمانی که زمین در اختیار افراد قرار داده و تراکم فروشی می‌شود، در حقیقت این سرمایه شهر است به آن چوب حراج می‌زنیم. نباید به بهانه تولید سرمایه به اندوخته محدود و پایان‌پذیر شهر لطمه زنیم؛ بلکه باید با تولید کار و سازوکار خدماتی سرمایه تولید شود. ساختار مدیریت شهری باید به سمتی برود که سرمایه‌گذاری درست و پایدار با اهدافی مشخص و بلندمدت انجام گیرد. یکی از این اهداف شامل عوارض و مالیات ساخت و فروش واحد‌های ساختمانی است که باید به‌طور دقیق و جدی دنبال شود. اجرای جامع این قانون کمک می‌کند تا شهرداری از درآمد‌های خود آگاه بوده و نسبت بدان برنامه‌ریزی درستی داشته باشد. مردم باید بابت زندگی در شهر و خدمات شایسته‌ای که باید به آنان تعلق گیرد مخارج پرداخت کنند تا گردش اقتصادی شهر توجیه پیدا کند. در هر شهری باید متناسب با خودش زیرساخت‌های لازم اقتصاد شهری و شهروندی برپا کرد. توجه به اصل، ریشه و روح شهر به‌نحوی است که سامانه مدیریت شهری مقتضیات و نیاز آن را درک کند. برپایه این گزاره جامع، تهران هم خصوصیات و ویژگی‌هایی دارد که در بستر پیشینه سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و… حاصل شده است. با شناخت درست این پیش‌نیاز‌‌ها خواهیم توانست تا شهری سالم و بر مدار احتیاجات شهرنشینی و شهروندی داشته باشیم.

لزوم اصلاح طرح تفصیلی
ترافیک شهری اولویت دیگری است که از سوی شهرداری باید به‌طور جدی دنبال شود. در تهران بخش‌هایی هست که در ساعاتی از جمعیت خالی و در ساعاتی از روز شلوغ و پرترافیک می‌شود. گاه این بخش‌ها حوزه تجاری شهر است که در ساعات نخست روز مردم کمتر در آن تردد دارند و سپس با نزدیک‌شدن به عصر و پس از آن شب، سیل جمعیت به سمت آن سرازیر می‌‌شود. این جریان به دلیل کمبود زیرساخت‌های کافی و مناسب تجاری، رفاهی، تفریحی و… در اقصی‌نقاط شهر سبب‌ساز سفر‌های متعدد شهری شده است که هرگز به سود اقتصاد و ساختار اجتماعی شهر نیست. این مهاجرت‌ها سبب بروز ترافیک و معضلات اجتماعی می‌‌شود و برای حل آن ناگزیریم به هر ناحیه به‌طور مجزا بیاندیشیم. احترام و ملاحظه ساحت‌های انسانی در نظام مدیریت شهری مستلزم تأمین ابعاد مختلف زندگی و لذت‌های حیات برای شهروندان است. بنابراین در هر حوزه از شهر طی روز و شب باید شاهد جریان زندگی پویا و پرشور باشیم. اصلاح طرح تفصیلی و تعریف صحیح مقیاس‌ها و حدود شهری شاید نخستین گام در این مسیر باشد که با توجه به رسیدن به موعد ۵‌ساله اصلاح آن می‌توانیم اهداف جدیدی برایش تعریف کنیم. البته نباید فراموش کنیم که مدیریت یکپارچه همچون رهبر ارکستر عمل می‌کند. این بدین معناست که بر آهنگ کلی پروژه‌های شهری اشراف کامل دارد اما لزوماً به فرایند اجرا ورود نمی‌کند. اخیراً تصور برخی چهره‌ها و گروه‌ها به این سمت سوق پیدا کرده است که شهرداری و نهاد‌های وابسته باید در تمام حوزه‌های شهری و شهروندی به‌طور مستقیم حاضر و فعال باشد. این نگرش نه‌تنها در ایران بلکه در هیچ کجای دنیا مابه‌ازا ندارد و بی‌شک چنین ظرفیت کلانی در هیچ سرزمین و کشور موجهی انجام‌پذیر نخواهد بود. بنابراین مبدأ تحول ساختار مدیریت شهری باید از یک جراحی دقیق و بی‌نقص آزاد شود تا به‌لطف پتانسیل‌های گوناگون طبیعی و انسانی در پایتخت،‌ پایه‌گذار تهرانی قاعده‌مند، صمیمی و نیک آتیه باشیم.

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.