راهکارهای مقابله با زلزله تهران

0

 یکی از تفاوت های عمده انسان به عنوان یک موجود متفکر و ابزارساز با سایر موجودات  و مخلوقات  چه به صورت حیوانی و چه به صورت جمادی آنست که انسان در مقابل دسته ای از قوانین حاکم بر عالم که منافع و حیات او را تهدید می کنند به صورت قانونمند مقابله می کند و نتیجه را به نفع خود تغییر می دهد. بعنوان مثال اجسامی مثل چوب، سنگ یا آهن در میدان جاذبه زمین همان تاثیر را می پذیرند که یک انسان یا حیوان می پذیرد. همه آنها اگر از پرتگاهی رها شوند سقوط می کنند. قانون سقوط اجسام همان گونه که به اجسام بی شعور حاکم است بر انسان با شعور نیز عمل می کند. از اینگونه مثال ها که اندرکنش نیرو و ماده است فراوان در طبیعت وجود دارد و بعد مادی انسان نیز از آن تبعیت می کند. لکن شعور انسان به عنوان یک نعمت خدادادی به او امکان می دهد تا به صورت قانونمند نتایج اندرکنش این نیروها را در جهت خواسته ها و منافع خود دگرگون کند. انسان می تواند در سایه هوش و ذکاوت خود و با درک قانون حاکم بر مقاومت هوا، ابزاری مثل کایت، بالن، چتر سقوط، هلی کوپتر و هواپیما اختراع کند که با استفاده از آنها نتایج سقوط آزاد با شتاب (/s2 10m) را به نتایج یک سقوط کم شتاب، مطمئن و بی خطر تغییر دهد. این قابلیت انسان است که در برخورد با حوادث و مظاهر طبیعت و عالم موجب توسعه علم و فناوری و سبب افزایش اقتدار او در مقابله قانونمند با قوانین عالم شده است. سقوط آزاد در میدان جاذبه زمین از قانون خاص خود تبعیت می کند و نیروی مقاومت هوا در سرعت های مختلف نیز قانون خاص خود را دارد. درک ماهیت این قوانین توسط انسان این فرصت را به او می دهد که در نتایج اندرکنش این نیروها دخل و تصرف کند. این قابلیت در هیچ مخلوق دیگری وجود ندارد. تجلی اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی این فرصت جویی و موقعیت شناسی همان پیشرفت و تمدن است که جوامع بشری متناسب با افزایش قابلیت های خود به درجات مختلفی از آن دست یافته است.حیات انسان که هزاران سال است بر روی زمین در مقابل انواع تهدیدهای طبیعی و غیرطبیعی دوام و قوام یافته است در سایه همین قابلیت هوشمندانه اوست.
لطفا قبل از اینکه بقیه مطلب را بخوانید به مثالی که در بالا زدم کمی فکر کنید و اگر وقت و حوصله دارید کمی بیشتر هم فکر کنید. اصلا رمز و راز کشف قوانین طبیعت توسط انسان های تیزهوش و نابغه قرار گرفتن در تیررس این حوادث و سپس فکر کردن به چرا و چگونگی نتایج آن بوده است.
آیا تمرکز بیش از حد مجاز جمعیت در شهر تهران (بیش از ۱۰ میلیون نفر) یک تهدید برای ساکنان این شهر و در نهایت برای کشور نیست؟ آیا قبول داریم که آلودگی زیست محیطی از قبیل آلودگی نوری، صوتی، تنفسی در این شهر چند برابر حد مجاز آن است؟ آیا قبول داریم که ترافیک سنگین محورهای مختلف این شهر هزینه های هنگفتی از نظر وقت، انرژی، سلامت اعصاب و غیره بر ساکنان آن تحمیل کرده است؟ شهر تهران به اتوبوسی می ماند که نه تنها صندلیهای آن و تمام فضای داخل آن از جمعیت پر شده است بلکه تعداد کثیری نیز بر آن آویزان شده اند.
این اتوبوس که سرنشینان داخل آن (که بر سر و کله هم نشسته اند!) از کمبود اکسیژن و سروصدا و… آویزان شده های آن از دود غلیظ اگزوز آن در عذاب اند بر مسیری غیر مطمئن در حرکت است. عدم اطمینان این مسیر در اثر گسل های فعالی است که دوره های برگشتی زلزله های مخرب و غیر مخرب آن بر اساس آنچه که در گذشته اتفاق افتاده و تجربه شده است بر اهل فن پوشیده نیست.
بحث اصلی من در این نوشتار درباره آلودگی زیست محیطی و ترافیک تهران نیست. بلکه قرار گرفتن این شهر در حاشیه و روی گسل هایی است که همچنان فعال اند و حد یقفی بر این فعالیت متصور نیست.وقوع زلزله دست انسان نیست و از نتایج قوانین حاکم بر تحولات زمین است. انسان می تواند بر اساس مثالی که در آغاز اشاره شد با این تهدید قانونی، مقابله قانونمند بکند. دست روی دست گذاشتن، اهمال کاری کردن، امروز فردا نمودن و بی تفاوت ماندن، از خصال یک انسان هوشمند در مقابله با تهدیدها نیست. در مقابله با تهدید زلزله سال هاست مطالعات و تلاش های وسیعی در مراکز علمی و پژوهشگاه های دنیا صورت گرفته است. اینکه بشر بتواند زلزله را متوقف کند و تلفات جانی و مالی را به صفر برساند امکانپذیر نشده است و با امکانات موجود در افق آینده نیز امیدی بر نیل به این هدف به چشم نمی خورد. حتی پیش بینی وقوع زلزله که هزینه های هنگفتی بر آن مصروف شده به نتایج مطلوبی منجر نشده است که اقلا بتوان با تحمل تلفات مالی، تلفات جانی را کاهش داد.راه هایی که می ماند اینست که سازه ها را مقاوم کنیم، اسکان در حواشی و روی گسل های فعال و حتی غیرفعال را حتی الامکان کم کنیم و از تمرکز جمعیت در این مناطق بکاهیم. اینها چاره جویی هایی است که انسان کنجکاو و هوشمند پس از تلاش پیگیر و مستمر چندین ساله به آن دست یافته است.
در مثال اتوبوس، اگر نمی توان مسیر نامطمئن فعلی را اصلاح کرد می توان مسیر مطمئن تری را برای آن انتخاب کرد و سرنشینان آویزان شده خارج آن و در هم تنیده داخل آن را کاهش داد. یعنی می توان مناطق مطمئن تری برای اسکان را مکانیابی کرد و تمرکز جمعیت را کاهش داد. همچنین می توان پیکربندی آن را مقاوم ساخت و موتور محرکه آن را ارتقا» داد تا ضمن کاهش مصرف انرژی آلودگی کمتری نیز تولید کند. همه این موارد به موازات هم در چهارچوب یک برنامه جامع و مدون و زمانبندی شده امکانپذیر است. مقاوم سازی سازه ها، اصلاح موتور خودروها و ساماندهی حمل و نقل عمومی و تمرکز زدایی هر کدام در حد معقول و اقتصادی بودن می تواند از تهدید ساکنان شهر تهران جلوگیری کند. هر کدام از این روش ها نیز نیازمند هزینه و صرف وقت است. کارشناسان امر باید این هزینه ها و بازه های زمانی را برآورد کنند و در برنامه مربوطه بگنجانند.
اگر روزی بدلیل سخنرانی رئیس جمهور موضوع خروج از تهران داغ می شود و روز دیگر جابجایی پایتخت به یک مکان امن از نظر زلزله، و یا روزی ارتقا» کیفیت موتور خودروها برای کاهش آلودگی و مقدار مصرف سوخت و روزی دیگر مقاوم سازی ابنیه و ساختمان ها جلب توجه بیشتر می کند به این معنی نیست که یکی از این موارد بر دیگری ترجیح دارد. این راهکارها باید به طور جدی پیگیری شوند. اعلام قطعی بودن زلزله توسط رئیس جمهور محترم از یک منظردرست است. بالاخره یک گسل فعال روزی انرژی خود را از طریق زلزله آزاد خواهد کرد لکن زمان وقوع آن معلوم نیست. اگر این حادثه به نسل فعلی رحم کند نسل بعدی و یا یکی از نسل های آینده را به طرز ناجوانمردانه ای غافلگیر خواهد کرد. حادثه زلزله بم برای عبرت گرفتن کافی است. ارگ بم بالاخره نتوانست با عمر طبیعی خود فرو ریزد و در آن حادثه غمبار و دلخراش نابود شد.
حادثه خبر نمی کند و الا اسم آن را حادثه نمی گذاشتند.انسانی که قدرت پیش بینی دارد، قدرت چاره جویی برای تهدیدهای طبیعت را دارد چرا باید به حادثه ای که بالاخره واقع خواهد شد و در صورت وقوع صحنه ای غیرقابل وصف ایجاد خواهد کرد بی تفاوت باشد. بخش عمده ای از جمعیت تهران از نوع آویزان به اتوبوس است.از شغل خودم به عنوان یک دانشگاهی مثال بزنم. چه لزومی دارد جوانان مردم را در دانشگاه هایی واقع در تهران آموزش دهیم؟یک دانشجو برای تحصیل چه می خواهد که باید اسیر تهران با این وضعیت دود و گاز و ترافیک و سروصدا بشود؟ دانشجو برای تحصیل خود به فضای آموزشی، آزمایشگاه های مجهز، امکانات رفاهی از قبیل خوابگاه، سالن غذا خوری، سالن ورزش، امکانات بهداشت و درمان، طبیعت و فضای سبز، آرامش برای تمرکز فکری، اساتید مبرز،امکانات پژوهشی، سایت کامپیوتر، اینترنت پر سرعت، گردش علمی و… نیاز دارد. کدامیک از اینها محدود به تهران است؟آیا کشورهای پیشرفته دنیا بهترین دانشگاه ها و پیشرفته ترین مراکز پژوهشی خود را در شهرهای کوچک و حتی روستاهای خوش آب و هوای خود نساخته اند؟ تا کی می خواهیم فکر کنیم که هر کاری باید در تهران انجام شود؟ تهرانی که هم خود از این قدوقواره حجیم و سنگین خود در رنج است و هم شهرهای دیگر کشور را با رفت و آمدهای پر هزینه به خود وابسته و گرفتار کرده است. در کشورهای پیشرفته بخش عمده ای از دانشگاه ها در شهر دانشگاهی آن کشور مستقر شده اند. به عنوان مثال شهر تولوز فرانسه شهر دانشگاهی این کشور است و یکصدوپنجاه هزار نفر از جمعیت چهارصد هزار نفری آن را دانشجویان تشکیل می دهند.
شهر سیده در منطقه آنتالیای ترکیه، شهر بنگلور در هندوستان، شهر تریست در ایتالیا و مثال های متعددی در کشورهای آمریکا، انگلیس، آلمان و … مناطقی هستند که بدلیل آب و هوای مناسب، امنیت بالای محل استقرار دانشگاه های معروف و بین المللی هستند. چه لزومی دارد دانشگاه های مجهز و با رتبه بالای ما در شهری که قیمت زمین و ساخت و ساز و هزینه زندگی در آن به دلایل مختلف سرسام آور است مستقر باشد. اگر امکانات رفاهی، بهداشتی، درمانی در شهری با موقعیت جغرافیایی و دسترسی مناسب و امنیت بالا فراهم گردد دلیلی بر تحمل قیل و قال تهران برای دانشجو و استادی که نیازمند یک محیط پاک و آرام است وجود ندارد. البته موضوع خروج از تهران امری نیست که با یک دستور آغاز شود. برنامه، هزینه و کار کارشناسی می خواهد که البته همه این اقدامات برای حفظ جان انسان ها لازم و ضروری است. در همین راستا، چندی پیش کلنگ شهرک دانشگاهی زنجان در زمینی که تا ۷۰۰ هکتار و بیشتر قابل توسعه است در منطقه شمال شرق شهر زنجان به زمین زده شد و تا کنون استقبال خوبی از آن به عمل آمده است.
شهر زنجان که به دلیل موقعیت جغرافیایی و آب و هوای مناسب، راههای ارتباطی از قبیل بزرگراه، فرودگاه،راهآهن (که دو بانده شدن آن امسال آغاز می شود)، امنیت بالا و کم هزینه، همسایگی با هفت استان کشور با امکانات گردشگری بی نظیر، قرار گرفتن در دروازه شمال غرب کشور و طرح های متعدد در زمینه سدها، نیروگاه های برق و راه های ارتباطی که در آینده نزدیک به بهره برداری خواهند رسید، استعداد تبدیل شدن به شهر دانشگاهی کشور را دارد و آماده است طی یک برنامه ریزی همه جانبه بخش عمده ای از جمعیت دانشجویی تهران را با امکاناتی متناسب با شان این عزیزان و اساتید فرزانه آنها پذیرا باشد. در مشاغل و حوزه های دیگر نیز راهکارهای مشابهی وجود دارد که می تواند گره هایی از کلاف مشکلات تهران را باز کند. 
*استاد دانشگاه و نماینده مردم زنجان و طارم در مجلس شورای اسلامی
منبع:مردم سالاری
انتهای پیام

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.