سرمقاله

0

نگاهى به وضعیت اجتماعى و فرهنگى این روزهاى جوانان تهران نشان مى دهد که بخش عمده اى از تفریح این گروه، به  پرسه زدن خلاصه مى شود. پرسه زدن به معناى قدم زدن بى هدف است. واقعیت این است که پرسه زدن جوانان تهرانى به سه مقوله تقلیل  یافته است. خیابان گردى یا دور دور، پاساژ گردى و در نهایت سرک کشیدن و جستجوى بى‌هدف در فضاى مجازى. امورى که شوربختانه بخش جدایى ناپذیر زیست روزمره جوانان شده است. اگر با دو سنجه اصلى این شکل تفریح یعنى زمان و هزینه به این واقعیت اجتماعى نگاه کنیم متوجه مى شویم زمان و هزینه اى که جوانان تهرانى در مقایسه با زمان و هزینه اى که جوانان در دیگر کلانشهرهاى دنیا براى تفریح صرف مى کنند بسیار زیاد و نتایجى که باید از تفریح عاید جامعه و فرد شود بسیار پایین است. به دیگر بیان اگر آثارى همچون تخلیه هیجان و انرژى، رهایى از افسردگى، تزریق روح امید و گسترش  شور و نشاط را از پیامدهاى بلافصل تفریحات برشماریم متوجه مى‌شویم جوانان تهرانى نه تنها زمان و هزینه خود را بیهوده صرف کرده اند بلکه اثراتى همچون اضطراب، استرس و افسردگى نیز در پى چنین تفریحاتى بر فرد و جامعه تحمیل مى شود. باید این گونه گفت که آنچه از آن به عنوان تفریح یاد مى شود، تفریح واقعى نیست. اصولاً پرسه زدن به هر شکل و نوعى چه در فضاى واقعى باشد و چه در فضاى مجازى، چون موجب کاهش استرس هاى روانى و هیجانات روحى نمى شود یا به شکلى انحرافى فرد را ارضاء مى کند و از وضعیت دشوارى مى رهاند؛ آسیب هاى زیادى را در پى خواهد داشت. وضعیت جوانان به آسانى به وضعیت دیگر اقشار جامعه و گروه هاى سنى قابل تسرى است. به دیگر بیان تفریح مناسب و اماکن تفریحى مناسب نه فقط براى گروه هاى سنى و جنسى ساکن تهران در حد استاندارد نیست بلکه اصولاً سرانه تفریح براى طبقات اجتماعى مختلف نیز مناسب نیست. کافیست به تقلیل واقعیت اجتماعى ساده اى مانند رستوران رفتن به شکل پدیده اى اجتماعى که در مقوله تفریح مى گنجد دقت کنیم. رستوران ها در نبود اماکن تفریحى مناسب، کارکرد خود را از شکل مکانى براى غذا خوردن و زمانى  دور هم بودن و گپ زدن به مکانى براى تفریحات بزرگ تغییر داده اند. جدا از وجوه بیمار گونه این پدیده فرهنگى و اجتماعى، باید به این واقعیت اندیشید که چه تعداد و چه درصدى از مردم تهران توانایى تجربه چنین تفریحى را به صورت پیوسته دارند.بى تردید این شکل تفریح جدا از آسیب هاى جدى جسمى و روانى، قابل جایگزینى با دیگر شکل‌هاى تفریح نیست. مدیران شهرى باید به این موضوع بیندیشند که افراد در شهر به چه نوع تفریحاتى نیاز دارند و آیا پراکندگى جغرافیایى مکان هاى تفریحى در تهران متناسب با وضعیت طبقات اجتماعى است؟در سیاست گذارى هاى شهرى در مقوله تفریحات باید دو موضوع ویژگى هاى سلیقه اى و روانى متنوع افراد جامعه و تنوع طبقات اقتصادى و اجتماعى لحاظ شود. به دیگر بیان مکان هاى تفریحى هم باید تنوع روانشناختى داشته باشد و هم گستره جغرافیایى آن به گونه اى مدیریت شود که همه طبقات اجتماعى را در بربگیرد. تمرکز مکان هاى تفریحى در چند نقطه شهر سبب بروز طیفى از مسائل و مشکلات مى شود که همه جامعه را دچار مى کند.مشکلاتى که از مسائل اجتماعى و فرهنگى تا مدیریت انرژى، ترافیک، آلودگى هوا و … را در برمى گیرد. از این رو بهترین راه، طراحى و راه اندازى مکان هاى تفریحى مختلف با پراکندگى زیاد براى همه اقشار اجتماعى است. براى انجام این مهم، شهردارى ها صرفاً باید با در نظر گرفتن همه ویژگى‌هاى اجتماعى و شهرى فضاهایى را براى این امر اختصاص دهند و باقى کار را به بخش خصوصى و سرمایه گذارى‌هاى این چنینى بسپارند. این کار نه تنها بار مالى زیادى بر دوش مدیریت شهرى تحمیل نمى کند بلکه سبب جذب سرمایه و به کار افتادن سرمایه بخش خصوصى در امرى اجتماعى و شهرى مى شود. بى شک با در نظر گرفتن بازگشت سرمایه، این قضیه براى بخش خصوصى نیز جذاب است. از سوى دیگر باید به پروژه هایى پرداخت که پیشتر در نتیجه مشارکت شهردارى مناطق با شرکت هاى خصوصى شروع شده به دلایل گوناگون ناتمام و نیمه کاره مانده است. تیم مدیریت شهرى جدید باید ساز و کارى براى به جریان انداختن همین طرح ها و سرمایه گذارى هاى راکد و مسکوت تدارک ببیند. تنها با در پیش گرفتن چنین سیاست هایى است که توانایى گذر از وضعیت کنونى را پیدا خواهیم کرد. وضعیتى که اگر چاره اى براى آن اندیشیده نشود هر لحظه وخیم تر مى شود.

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.