سرمقاله

0

سیاست هاى کلان هر کشورى بسته به نیازها، واقعیت ها و ظرفیت هاى آن کشور تعریف و تدوین مى شود. در کشور ما نیز جدا از برنامه هاى کلان توسعه و اسناد بالادستى، هر سال با توجه به ضرورت هاى اقتصادى، فرهنگى، اجتماعى یا سیاسى کشور نامى از سوى مقام معظم رهبرى براى سال نو مشخص مى شود که به عنوان شعار سال همه امور جارى و اهداف سالانه کشور را در برمی‌گیرد. شعارى که براى امسال برگزیده شد؛ «اقتصاد مقاومتى؛ تولید و اشتغال» نیز با در نظر گرفتن شرایط کشور در دوران تحریم و دوران پسابرجام، با هدف گذارى درستى صورت گرفته است. بدین معنا که دولت و مجموعه سیستم حاکمیتى باید به گونه‌اى گام بردارند که مسیر را براى تحقق واقعى اقتصاد مقاومتى و آنچه از آن استنباط مى شود فراهم کنند. اما واقعیت سال هاى اخیر نشان مى‌دهد که متأسفانه برداشت هاى سطحى و گاه اشتباه هدف اصلى شعار و نامگذارى سال را به حاشیه رانده و مسائل کم اهمیت، بى اهمیت و گاه مضر و خطرناک را پیش کشیده است. براى نمونه شعار سال ۱۳۸۸ «اصلاح الگوى مصرف» بود. پس از تعطیلات نوروز تعداد زیادى از شرکت ها در راستاى عمل به این شعار شروع به تعدیل نیرو، حذف سرویس کاکنان، حذف برنامه غذایى، و….کردند. عملى که آسیب‌هاى جدى و جدیدى متوجه کشور کرد. از این قسم برداشت هاى اشتباه و گاه مضر و آسیب زا همواره صورت گرفته و هنوز نیز تکرار مى شود. ریشه بخشى از آسیب هاى اجتماعى و روانى کنونى را مى توان در همین برداشت هاى نادرست جستجو کرد. از این رو گام نخست براى عملیاتى کردن شعارهاى سال، شناخت درست آنهاست. شعار امسال نیز از همین زاویه قابل واکاوى و بررسى است.نامگذارى سال به«اقتصاد مقاومتى؛ تولید و اشتغال» بدین معناست که سیاست هایى اتخاذ شود که از طریق آن مسیر تحقق اقتصاد مقاومتى هموار شود. اما نگاهى به برداشت هاى صورت گرفته و سیر تصمیم گیرى هاى ماه هاى گذشته نشان مى دهد متأسفانه گویا این برداشت مقبولیت عام یافته که براى تحقق این ایده و هدف باید درهاى کشور را بر روى محصولات و تولید هاى خارجى بست و در کنج عزلت به پیشرفت و تعالى کشور اندیشید و محصولات داخلى را با هر کیفیت و ارزشى حمایت و تولید کرد. اما واقعیت این است که اقتصاد مقاومتى به معناى ایجاد شرایطى است که با تفکر و برنامه ریزى درست درآمدهاى متنوع و جدیدى به چرخه اقتصاد کشور اضافه شود. شرایطى که رشد اقتصادى، رفاه اجتماعى و کیفیت بهتر زندگى را در پى داشته باشد. نگاهى به شرایط اقتصادى کشور نشان  مى دهد که از سال ۱۳۸۹ تولید ناخالص داخلى کشور کاهش یافته است، نرخ بیکارى به بالاى ۱۰درصد رسیده و آسیب هاى اجتماعى مانند حاشیه نشینى، طلاق، اعتیاد، و….به شدت افزایش یافته است. اقتصاد مقاومتى بدون شک در راستاى حذف این آسیب ها هدف گذارى مى شود. از این منظر با توجه به مطالعاتى که گروه توسعه بین الملل ساخت وساز براى تولید و انتشار نشریه «ساخت وساز تهران» انجام داد متوجه شد که در استان تهران پتانسیل هاى زیادى براى سرمایه گذارى وجود دارد که در بعضى از آن ها پروژه هاى بسیار خوبى نیز تعریف شده و در حال انجام است. این پروژه‌ها جدا از اینکه کارآفرینى زیادى براى شهروندان تهرانى ایجاد کرده به اقتصاد شهر و شهروندان نیز کمک مى کند. با این توصیف اگر بخواهیم مدل اقتصاد مقاومتى را براى شهر تهران مدل کنیم، پروژه هایى از این دست که هم پتانسیل زیادى در کارآفرینى دارد و هم کمک زیادى به جذب گردشگر و معرفى فرهنگ ایران به جهانیان مى کند بایستى در اولویت‌هاى کلان اقتصادى مدیریت سطوح کلان کشور، چه در دولت و چه در مدیریت شهرى تهران قرار بگیرد. مشکل عمده اى که پیش پاى این پروژه ها قرار دارد نیمه کاره رها شدن آنها به دلیل مسائلى همچون تحریم ها و بى توجهى مسئولان مربوطه است. براى حل این مشکل باید سیستم مدیریت شهرى، بخش شهرسازى وزارت مسکن، سیستم بانکى کشور به ویژه بانک مرکزى، بانک مسکن و بانک شهر به کمک بخش خصوصى بیایند و با رویکرد به فعل رساندن پتانسیل‌هاى شهر تهران زمینه هاى توسعه شهرى را فراهم آورند. البته این بدان معنا نیست که بانک ها از کار اصلى شان که بانکدارى است دور شوند و به صورت مستقیم در پروژه ها پول تزریق کنند بلکه باید شرایط ورود سرمایه خارجى را فراهم آورند. اصولا بخش خصوصى به دلیل مشکلات قانونى زیادى که دارد مانند نبود بانک عامل براى دادن ضمانت بانکى، نمى تواند پل ورود سرمایه خارجى به کشور باشد. از این رو نقش بانک مرکزى در حل این مشکل پررنگ مى شود. تهران ظرفیت هاى زیادى براى سرمایه گذارى بخش خصوصى دارد. ظرفیت هایى که به خوبى در راستاى شعار اقتصاد مقاومتى قابل تحقق است. امید است با گام گذاشتن در این مسیر دست کم تا پایان سال به بخشى از اهداف شعار سال دست پیدا کنیم.

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.