سرمقاله

0

کلانشهر تهران از معضلات و مشکلات بسیارى رنج مى برد. برف انبار مشکلات هر روز و هر ساعت و هر لحظه بر جان و روح ساکنان این شهر خراب مى شود. تهران شهر خشمگینى است. این تنها یک گزاره وصفى نیست، واقعیتى است که با رگ و پوست مردم تهران در هم آمیخته و زندگى اجتماعى و روانى آنان را به روزمرگى هاى هر روزه فروکاسته است. براى ما که در این شهر نفس مى‌کشیم و با آسیب‌هاى هزارتوى آن خو گرفته‌ایم، کارمان از درک واقعیت مصیبتى که پیرامون‌‌مان در جریان است به پذیرفتن و غوطه زدن در آن تقلیل یافته است. ما در انبوه تیرگى‌ها گم شده ایم و هنگامى خویشتن و واقعیت جارى زیست روزمره در پیش چشم مان پدیدار مى شود که تلنگر آمارهاى رسمى سوسوى روشنایى بر واقعیت محیط اطراف مان مى اندازد. آخرین آمار منتشر شده در ارتباط با نزاع منجر به ضرب و جرح ثبت شده در پزشکى قانونى، بیش از ۴۲۸ هزار نزاع در ۹ماهه نخست امسال است. به عبارتى روزانه حدود ۱۶۰۰ نزاع منجر به ضرب و جرح طرح شکایت شده و در پزشکى قانونى ثبت مى شود. این خشونت و عصبانیت گسترده در کلان شهرى مانند تهران هر لحظه پیش روى ما رخ مى دهد و ثبت مى شود. آمارى که قطعاً از نگاه دیگران نیز پوشیده نمى ماند. در گزارشى که گالوپ؛ معتبرترین موسسه نظرسنجى جهان با مطالعه وضعیت ۱۴۲ کشور جهان منتشر کرد مردم ایران به عنوان عصبانى ترین مردم دنیا معرفى شدند. وخامت این واقعیت هنگامى آشکار مى شود که بدانیم ایران با ۵۰ درصد جمعیت عصبانى در کنار عراق با ۴۹ درصد و سودان جنوبى با ۴۷ درصد، به عنوان عصبانى ترین کشورهاى دنیا معرفى شده اند. در واقع ما در کنار کشورهایى قرار گرفته ایم که خشونت سازمان یافته، فقر و بیکارى گسترده، اختلاف هاى شدید قومى و مذهبى، و …. تاریخى ترین واقعیت آن‌هاست. پرسش این جاست که چرا ما باید عصبانى ترین مردم جهان باشیم؟ عواملى هم چون مشکلات اقتصادى، شکاف طبقاتى، بزهکارى، فساد، تصمیم گیرى‌هاى اشتباه، اختلاس، و …. همه جاى دنیا وجود دارد اما مردم دیگر کشورها به اندازه مردم ما عصبانى و خشمگین نیستند. در هیچ جاى جهان آمار نزاع هاى منجر به قتل به خاطر مسائل پیش پا افتاده اى هم چون بوق زدن و جاى پارک به اندازه تهران نیست. به راستى این موج خشونت و عصبانیت از کجا برمى خیزد؟ و پرسش درست تر این است که مردمان کشورهاى دیگر این موج عصبانیت را در کدام ساحل به آرامش مى رسانند؟ نگاهى به تجربه هاى مدیریتى دیگر جوامع نشان مى دهد که آن‌ها براى کاستن از بار زندگى و جلوگیرى از تلنبار شدن هزار و یک غم و اندوهى که هر لحظه در جان شهروندان شان ریشه مى دواند راه کارهایى هم چون خلق فضاهایى براى تخلیه هیجان ها و فروکاستن استرس‌ها در نظر گرفته اند. مثلا در دهه ۶۰ میلادى پس از ترویج گسترده مواد مخدر در بین جوانان آمریکایى و فراگیر شدن خشونت‌هاى کلامى و فیزیکى، مسئولان این کشور از گسترش مکان‌هایى براى موسیقى جاز به عنوان راهکارى براى جلوگیرى از خمودگى و خشونت جامعه بهره بردند. به دیگر بیان خلق فضاهایى براى کسب آرامش، تخلیه هیجان، کاهش استرس، ایجاد شادى و نشاط، عمیق شدن روابط خانوادگى و …. از راه کارهاى موفق کاستن از خشم و عصبانیت شهروندان است. واقعیت این است که تهران نشینان استرس‌هاى کلانشهرى را تحمل مى کنند که هرچند فضاهاى سبز و تفریحى نسبتا خوبى دارد اما فاقد مکان‌هایى براى تخلیه هیجان است. تجربه گروه توسعه بین الملل ساخت و ساز در بازخوردهایى که از مخاطبان خود در نشریات و فضاهاى مجازى این گروه به ویژه هشتگ شهر خوب گرفته است نشان مى دهد که مردم تهران به شدت به فضاهایى نیاز دارند که زمانى را براى فروکاستن از خشم شان در آن بگذرانند. به دیگر بیان، سیاست مدیریت شهرى ما باید از مدیریت بحران و پس از واقعه به مدیریت پیش از واقعه تغییر کند. فراهم کردن فرصت تخلیه هیجان براى جوانان، خانواده‌ها و همه شهروندان ضرورتى است که مانع از فوران خشم همگانى و خشونت هاى فراگیر مى شود. خشمى که با مدیریت اشتباه به جان جامعه چنگ انداخته است با برنامه ریزى و مدیریت صحیح به رفتار معمولى و انسانى تقلیل مى یابد. آن چه جایگاه ما را در رده بندى عصبانى ترین مردم جهان تغییر مى دهد قطعاً مدیریت پیش از واقعه است.

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.