غنای شهر و منزلت شهروند

0

مقوله بافت های فرسوده رفته رفته به موضوعی فرسایشی در بستر رسانه های منعکس کننده اخبار مسکن و صنعت ساختمان بدل شده است. موضوعی که در دوره های زمانی گونا گون به فراخور موج خبری حاکم و شیوه مدیریت نهادهای متولی نیز شمایلی نو به خود می گیرد. اکنون یک بار دیگر با وقوع حادثه دلخراش ویرانی ساختمان پلاسکو مقامات ارشد شهری و کشور از لزوم جدی گرفتن پدیده نوسازی و برچیدن بافت های فرسوده سخنرانی کردند. اما شاید ایراد اصلی درنگرش کلان براین سامانه بر اثر شناخت نا کافی و نقص اساسنامه ای از ماهیت حقیقی بافت های فرسوده نشئت گرفته باشد. به استناد مصوبه جلسه مورخ شانزدهم خردادماه سال ۱۳۸۴ شورای عالی شهرسازی و معماری ایران مبنی بر بافت های فرسوده شهری کلیات مربوط به بافت های فرسوده شهری به تصویب اعضای شورای عالی شهرسازی و معماری قرارگرفت.

بر اساس این مصوبه از بافت فرسوده به عنوان بافت گسترده ای هم پیوند یاد می شود که از بناها، راه ها،مجموعه ها، فضاها، تأسیسات و تجهیزات شهری یا ترکیبی از آنها تشکیل شده باشد.دربندهای مربوط به شهرداری مطرح است که به طور دقیق از رویکرد نهادهای شهری در شناخت بافت های فرسوده پرده برداری می کند: شاخص نخست ریزدانگی است که در شرح آن به بلوکهایی با بیش از ۵۰ درصد پلاک کمتر از ۲۰۰ متر مربع اشاره می کند. شاخص دوم مقوله ناپایداری است و تصریح می کند که بلوک هایی با بیش از ۵۰۰ بنای ناپایداری و فاقد سامانه سازه ای در این دسته قرار می گیرد. شاخص سوم مقوله نفوذ ناپذیری است که در شرح آن به بلوک هایی اشاره شده است که بیش از ۵۰ درصد از معابر آن عرضی کمتر از ۶ متر داشته باشد. طبق جدیدترین آمار وضعیت بافت های ناکارآمد ایران در پایگاه اینترنتی سازمان عمران و بهسازی در تاریخ ۲۲ فروردین ماه سال ۱۳۹۵ از حدود۵۶ هزارهکتار وسعت محلات نابسامان میانی، ۲۱ هزارهکتار عرصه تاریخی مرکز شهری و ۵۳ هزار هکتار سکونتگاه غیررسم ی به عنوان بافت فرسوده در کشور معرفی شد.این آمار در مجموع ۳۰ درصد بافت های شهری ایران را با جمعیتی قریب به ۱۷ میلیون نفر شامل می شود. داده های این گزارش در حوزه فضاهای نا کارآمد شهری اذعان دارد که ۴۳

                                                                               درصد از این بخشها مربوط به فضاهای نابسامان میانی و حدود ۴۱ درصد سکونت  گاه های غیر رسمی است. این آمار نگران کننده به خودیخود نشانگر بحران خاموش اجتماعی در سطح کشور و فاجعه قریب الوقوع در حوزه مدیریت شهری است. از سوی دیگر عدم توافق جامعه علمی و اجرایی ایران در این مباحث به روشنی پیداست با وجود حوادث ناگواری که طی ۲ دهه گذشته تجربه کردیم اما همچنان اساس الزام آوری برای تبیین تعریف دقیق از فرسودگی و موضع گیری صحیح برای بافت های شهری مشاهده نمی شود.به طورکلی پیدایش و توسعه شهرها و سازوکار تخصیص منابع در آنها که تبعات میمون نوسازی و بهسازی را برای هرحوزه شهری به دنبال دارد به عناوین مختلف در اقتصاد شهری مورد بحث است. در همین رابطه برای تأمین ملزومات این فرایند به ویژه در بحث بازآفرینی بافت های فرسوده شهری تلاش های زیادی درعرصه جهانی شده است. شاید اصلی ترین شکاف پیگیری پرونده بافت های فرسوده در زمینه تأمین منابع مالی و تخصیص تسهیلات مناسب است. در این زمینه روشهای متعددی وجود دارد که باید ضمن بررسی گزینه های گونا گون مالی نیز به مطالعه و تحلیل ریسک و تورم جاری در کشور توجه شود.منابع مالی یکی از ارکان کلیدی در بازآفرینی محیط های شهری و برچیدن بافت فرسوده در تمام دنیاست که باید در جریان گردهمایی ها، مزایده، قراردادهای دو یا چندجانبه و… واگذاری شود.در برنامه ریزی و تعریف استراتژی کلان برای مدیریت بافتهای فرسوده شهری و همچنین مقابله با بحران های پیش رو در این حوزه باید طرحی کلی از نیازهای عمده و اساسی ترسیم شود تا در نهایت بتوان سامانه ای کارآمد برای ایستادگی در برابرحوادث احتمالی در بافت های فرسوده و نامقاوم شهری ایجاد کرد. رویکرد غالب حین تدوین این مواد اساسی باید درسیطره نگاه مدیریت خطر و پیش از بحران باشد تا از ابعاد مخاطره آمیز پیامدهای آن کاسته شود. در پایان توصیه می شود سرفصل ورود به این مباحث در قالب ۳ سرفصل جامع مطرح شود. برنامه آمادگی در برابر بحران باید گام نخست باشد تا دربرهه پیش از اتمام برنامه های اجرایی امنیت شهروندی و شهری تأمین شده باشد. همچنین برنامه کاهش اثرات و پیشگیری در این راستا به نیازهای محیطی و پیرامونی پاسخ می دهد. موضوع پایانی برنامه بازسازی و بازتوانی است که در قالب مباحث یادشده در این مطلب برغنای شهری و منزلت حیات اجتماعی در کشور می افزاید.

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.