فرهنگ بلندسازه‌ها

0
ساخت آسمان‌خراش یکی از موضوعاتی است که بر چهره شهرهای کشور بسیار تأثیرگذار خواهد بود؛ اما قبل از هر چیز باید به این نتیجه رسید که آیا پایتخت نیازی به ساخت آسمان‌خراش دارد یا خیر. در این باره نظر شخصی افراد و حتی کارشناسان کارآیی لازم را نخواهد داشت. 
چنین تصمیم‌گیری‌هایی به طور قطع باید با مطالعه و تحقیق همراه باشد و همچنین به برنامه‌ریزی و تعیین چشم‌انداز بلندمدت نیاز دارد. این جاست که موضوع مدیریت شهری اهمیت ویژه‌ای خواهد یافت. 
ناگفته پیداست که نابسامانی وضعیت شهری در کشور نیازمند توجه بیشتری است. البته این نکته به معنای ساخت آسمان‌خراش در شهرهای کشور نیست؛ بلکه توجه به این نابسامانی‌ها به معنای تشکیل گروهی تصمیم‌گیرنده و مستقل از دولت و شهرداری است. این کارگروه متخصص وظیفه دارد برنامه‌ریزی‌های کلان و بلندمدت پروژه‌های عمرانی و شاخص‌هایی درخور چهره شهرهای کشور را طراحی کند. همچنین دولت‌ها و یا شهردارهایی که در هر دوره بر مسند قدرت می‌نشینند باید موظف شوند که از برنامه تدوین‌شده این کارگروه پیروی کنند. ایجاد چنین تیمی از انحصار اجرایی پروژه‌های دولتی جلوگیری می‌کند و برنامه‌های مصوب در دولت‌های قبلی نیز نیمه‌کاره رها نمی‌شود.
تعهد به چشم‌اندازهای ۲۰ساله و ۱۵ساله در تصمیم‌گیرهای مهم، موضوعی است که باید برای تصمیم‌گیران و تصمیم‌سازان عرصه‌های گوناگون کشور فرهنگ‌سازی شود. نکته حائز اهمیت آن است که تمامی دولت‌هایی که سرکار می‌آیند در حوزه چشم‌اندازهای تعیین‌شده باید خط مشی مشخصی را در پیش گیرند و پروژه ها را یکی پس از دیگری تکمیل کنند تا تصمیم‌گیری‌ها روند اجرایی خود را تا انتها سپری کند.
آنچه در ایجاد این کارگروه ویژه بسیار اهمیت دارد آن است که این گروه باید از متخصصان گوناگونی بهره‌مند شود. افرادی که در حوزه‌های ساختمانی، مدیریت، اقتصاد، سیاست، شهرسازی، مدیریت شهری، زیبایی‌شناسی، ترافیک و… تخصص داشته باشند. هر عضو این گروه وظیفه دارد مسائل مربوط به حوزه خود را به‌طور دقیق بررسی و راهکارهای کاربردی برای آن ارائه دهد. 
ثبات اجرایی و خط مشی مشخص از مهم‌ترین لازمه‌های این گروه متخصص است تا بتواند در بلندمدت پاسخگوی نیازهای شهری و شهروندان باشد. در نتیجه اعضای این مجموعه نباید مدام در حال تغییر باشند و در صورت تغییر و جابه‌جایی هریک از اعضا، هیچ‌گونه خدشه‌ای به چشم‌اندازهای تعیین‌شده وارد نشود و قوانین آن لازم‌الاجرا باقی بماند.
امکان‌سنجی و نیازسنجی ۲ موضوعی است که باید به‌صورت هم‌زمان درباره ساخت آسمان‌خراش در تهران و یا شهرهای دیگر در نظر گرفته شود؛ زیرا تصمیم‌گیری برای ورود به این ورطه مهم مستلزم وجود هردو مورد است. ممکن است مطالعات امکان‌سنجی پاسخ مثبتی برای ساخت آسمان‌خراش در اختیارمان قرار دهد؛ اما نیازسنجی با چنین پاسخ مثبتی همراه نباشد. بنابراین هریک از این موضوعات به تنهایی تعیین‌کننده نیست و باید هم‌زمان بررسی می‌شود.
آنچه طی سالیان گذشته شاهد بودیم حاکی از آن است که بسیاری از پروژه‌های ملی در کشور و حتی کشورهای دیگر به دلیل عدم فرهنگ‌سازی درست یا اجرانشدن در زمان مناسب با مشکلات شدیدی روبه‌رو شده و در اغلب اوقات بار سیاسی و اجتماعی سنگینی برای جامعه به دنبال داشته است. در نتیجه مقوله فرهنگ‌سازی نکته دیگری است که در این بخش باید به آن پرداخت. درنهایت اگر مطالعات امکان‌سنجی و نیاز‌سنجی نیز با اقبال همراه بود، تصمیم به اجرای پروژه‌ نباید با سرعت همراه باشد؛ بلکه طی فرایندی مدون و در بستر زمانی مناسب در جامعه فرهنگ‌سازی ضروری است.
در مبحث ساخت آسمان‌خراش وجود فناوری نقش مهمی ایفا نمی‌کند؛ چراکه در صورت فقدان فناوری‌های لازم می‌توان آن را وارد کرد. بسیاری از کشورهای فعال در عرصه ساخت آسمان‌خراش‌ همچون امارات متحده عربی، صاحب هیچ‌گونه فناوری‌ در این زمینه نیستند. 
پر واضح است که ساخت آسمان‌خراش آسان‌ترین مرحله از کار است و به‌لحاظ علوم و دانش عمرانی کار دشواری نیست. عوامل ساخت یک آسمان‌خراش از معمار گرفته تا نیروی اجرایی همگی قابل گردآوری هستند و موضوع اصلی وجود پیوند میان پروژه با دیدگاه‌های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است. در این میان شاید شاخص اقتصادی در جایگاه مهم‌تری قرار داشته باشد. کشوری که سرانه و تولید ناخالص کافی و مناسبی ندارد نباید به آسمان‌خراش بیاندیشد. در همین مورد باید به ۲ عامل مهم رفاه عمومی و ایجاد جاذبه در شهرها اشاره کرد که در روند تصمیم‌گیری‌ درباره آسمان‌خراش‌سازی نقشی مهم به‌عهده دارند و پیامدهای اقتصادی هردو در سرنوشت اقتصادی کشور بسیار تعیین‌کننده است.
نباید فراموش کرد کشورهایی که در دنیا به سمت ساخت آسمان‌خراش گرایش دارند اهداف مشترکی را همچون ایجاد چهره‌ای متفاوت از خود در پهنه جهانی دنبال می‌کنند. این کشورها چند فاکتور مشخص دیگر دارند که از آن جمله رشد اقتصادی، به رخ کشیدن پیشرفت‌های تکنولوژی و قدرت‌نمایی جهانی است. اما در ایران تصمیم‌گیری‌ها تنها بر پایه هیجان است و برای اجرای یک پروژه اغلب بر ۲ موضوع تصمیم‌گیری سریع برای تصویب اجرای پروژه و اجرای پروژه در کمترین زمان ممکن همواره اتفاق نظر وجود دارد. به عبارت دیگر در اغلب اوقات عده‌ای یک‌شبه تصمیم به انجام یک‌سری از کارها می‌گیرند و در ادامه همین افراد برای به سرانجام رساندن تصمیمات یک‌شبه خود حداقل زمان را مد نظر خواهند داشت. از این روست که در ایران پروژه‌هایی با چشم‌انداز بلندمدت دیده نمی‌شود و عمر پروژه‌ها به ندرت از ۴ سال تجاوز می‌کند. بی‌شک چنین روندی در تصمیمات مهم کشوری که خالی از آینده‌نگری است دوباره‌کاری و صرف هزینه‌های اضافی را به همراه دارد و با ادامه چنین تصمیماتی این بخش از کشور همواره با مشکلات عدیده‌ای دست به گریبان خواهد ماند.
مرضیه اکبری/مشاور برندینگ و بهره برداری از مگاپروژه های ساختمانی

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.