فرهنگ عاطفی

0

فرهنگ عاطفی

همانگونه که می‌دانیم رفتار امری جدا از احساس است. رهبران باید علاوه بر اینکه بر فکر و رفتار کارمندان خود تمرکز می‌کنند، احساسات آنان را نیز به همان میزان در نظر گیرند. کارکنان هر شرکت یا سازمان در هر روز پیش از اینکه محل کار را ترک کنند به اشکال مختلف زمان خروج خود را در جدولی زمانی یا دستگاهی ویژه درج می‌کنند. آن‌ها در مفهوم سنتی کارت خروج نمی­زنند بلکه در واقع احساسات‌شان را ثبت می­کنند. ۵ دکمه برای انتخاب آنان وجود دارد که شامل گزینه خوشحال بودن، صورت خندان، احساس ناراحت، صورت غمگین و حالات دیگر می‌شود. اینکار ممکن است حیله منابع انسانی (می‌بینیدکه مدیریت به احساس شما اهمیت می‌دهد!) یا ابزاری برای رضایت اجباری (تیمی که بیشترین صورت‌های خندان را داشته باشد برنده است!) به نظر برسد اما هیچ‌کدام از این‌ها نیست، شرکت‌ها از داده­هایی که جمع­آوری می‌کند برای درک اینکه چه چیزی کارکنان را برمی‌انگیزد استفاده می‌کند. به این معنا که چه چیزی باعث می‌شود آنان در محل کار احساس تعلق و هیجان داشته باشند. البته بعضی از شرکت‌ها از اپ­هایی استفاده می‌کنند که میزان تفریح و شادی افراد را ثبت و برخی شرکت‌ها نیز مشاورینی را استخدام می‌کنند که در ردگیری ماهانه، هفتگی یا حتی ساعتی حالات آنان کارکرد دارند.

زمانی که درباره فرهنگ سازمانی صحبت می‌شود، معمولاً به فرهنگ شناختی اشاره می‌شود. بدین معنا که ارزش‌ها، هنجارها، مصنوعات و فرضیات فکری به اشتراک گذاشته می‌شود تا به عنوان راهنمایی برای رشد و شکوفایی گروهی ایفای نقش کند. فرهنگ شناختی، ویژگی‌هایی را برای اینکه کارمندان چگونه در کار خود فکر و رفتار کنند ایجاد و بیان می‌کند. برای مثال بیان می‌کند که آن‌ها به چه میزان باید بر مشتریان متمرکز، نوآور، تیم‌محور و… باشند. فرهنگ شناختی بدون شک در موفقیت سازمان نقش مهمی بازی می‌کند؛ اما این همه ماجرا نیست. دیگر مبحث حیاتی کار این است که ما چه چیزی را فرهنگ عاطفی یا احساسی سازمان می­نامیم؟ در حقیقت موضوع بر سر این است که افراد در محل کار چه احساساتی دارند و بهتر است چه احساساتی برمحیط کار غالب باشد؟ تمایز کلیدی در فرهنگ شناختی و فرهنگ عاطفی فکر در مقابل احساس است و به‌طور مشخص هر دو شکل فرهنگ نیز به‌طوری متفاوت انتقال می­یابد. فرهنگ شناختی اغلب به‌صورت کلامی منتقل می‌شود و این در حالی‌ست که فرهنگ عاطفی یا احساسی تمایل دارد تا به وسیله سرنخ‌های غیرکلامی مانند زبان بدن و حالت صورت منتقل شود. در تحقیقات انجام شده طی دهه گذشته، مشخص شده است که فرهنگ عاطفی بر رضایت کارمند، فرسودگی کاری، کار تیمی و حتی معیارهای سختی چون عملکرد مالی و غیبت از کار مؤثر است. مطالعات تجربی، فراوانی تأثیر معنادار احساسات بر اینکه افراد چه عملکردی در وظایفشان دارند، چقدر درگیر کار خود می‌شوند، میزان خلاقیت آنان و اینکه چقدر نسبت به سازمان‌هایشان متعهد هستند را نشان داده است. احساسات مثبت به‌طور مداوم با عملکرد، کیفیت و خدمت به مشتری در ارتباط هستند و این موضوع طی نقش‌ها در سطوح مختلف سازمانی ثابت است. جنبه مقابل این موضوع احساسات منفی مانند عصبانیت گروهی، ناراحتی، ترس و … است که معمولاً منجر به برآیندهای منفی شامل عملکرد ضعیف و نرخ ترک کار بالا می‌شود. بنابراین زمانی‌که مدیران فرهنگ عاطفی را نادیده می‌گیرند از بخش حیاتی آنچه افراد و سازمان‌ها را برمی­انگیزد غفلت می‌کنند.

به‌منظور درک جامع فرهنگ عاطفی سازمان و سپس مدیریت تعمدی آن مدیران باید اطمینان حاصل کنند که آنچه در بیانیه­ها و بودجه شرکت کدگذاری شده است در تک‌تک لحظات زندگی روزانه سازمانی نیز عملی شود. این موضوع بیشتر دربرگیرنده جریان‌هایی کوچک است تا اعلام جسورانه عواطف. برای مثال، اقدامات کوچکی نظیر مهربانی و پشتیبانی که با مراقبت و شفقت توصیف می‌شود می‌تواند به یک فرهنگ عاطفی اضافه شود و باید توجه داشت که حالات چهره و زبان بدن به یک اندازه قوی است. در شماره‌ آینده از ماهنامه ساخت‌و‌ساز در بخش ابزار کسب‌و‌کار بعضی از روش‌هایی که با آن فرهنگ عاطفی در کار ظهور می‌کند و تأثیری که بر دامنه­ای از زمینه­های کاری مختلف، از مراقبت‌، سلامت و خدمات اورژانسی گرفته تا خدمات مالی، مشاوره و فناوری بالا داشته باشد را تشریح خواهیم کرد. همچنین برمبنای تجربه‌های به دست آمده، روش‌های خلق و حفظ فرهنگ عاطفی که به مدیران کمک می‌کند تا به اهداف بزرگتر شرکتشان دست یابند را پیشنهاد خواهیم داد.

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.