۳گام برای خروج از بحران بخش ساختمان

0

بازار ساختمان در تمام بخش های تولید و خدمات ساختاری کاملاً رقابتی به خود گرفته است و چنانچه پیش تر درمطالب گوناگون ماهنامه ساخت و ساز به آن اشاره شد، فضای پس از رکود بخش ساختمان با رشد توجه ها به مبانی و قواعد زیربنایی مدیریت همراه می شود. این فضای نوظهور درحوزه ساخت وساز نیزعرصه بروز کنش ها و واکنش های گوناگون و بعضاً متناقض بوده است. ازیکسو برخی از شرکتها و برندهای فعال در این بازار از فروش محصولات و به طور کلی اقبال بازار نسبت به خدمات خود راضی نیستند. اغلب این بخشها نسبت به ترمیم کاستی های اجرایی وظرفیت های موجود سردرگم عمل کرده و قادر نیستند استراتژی سودمند و مؤثری برای مجموعه خود ترتیب دهند. درسوی دیگر شرکت های موفقی قرار دارند که به لطف ساختاراصولی مدیریت و ساماندهی به موقع عملکردهای سازمانی، در شرایط بازار رقابتی پیروزمند و پیشرو عمل می کنند. سؤال اینجاست که نقطه اختلاف و تفاوت این ۲ واحد اقتصادی همسان درکجاست؟

در شرایط رونق اقتصادی عمدتاً تقاضا برعرضه برتری دارد. در نتیجه فارغ از موضوعات تولید با کیفیت و ارائه خدمات استاندارد، دغدغه خاصی مبنی بر مطالعه دقیق بازار و صیانت از جامعه هدف در ذهن تولید کننده وجود ندارد. اما همزمان با آغاز رکود و به دنبال آن فضای رقابتی که اکنون در آن به سرمی بریم، ارزش سازمانی و تمهیدات دوراندیشانه شرکت ها به سرعت خودنمایی می کند. بنابراین بخش هایی که مؤلفه های تولید، مطالعه بازار و شناسایی مخاطب و قیمت گذاری را به درستی دنبال کرده باشند نه تنها دچار بحران نشده، بلکه حین بحران و رقابت با سرعتی بسیار بالا از رقبا فاصله می گیرند. برخی از مدیران در بخش ساختمان بر اثر نگرش سنتی وغیر اصولی خود به فعالیت های زیربنایی و ساختاری نیز بدبین بوده و به چشم اقداماتی صرفاً هزینه بر و بی نتیجه نگاه می کنند. این طیف از مدیران بر این باورند که هر هزینه در تشکیلات باید با سودآوری آنی همراه بوده و از اساس با جریان زیرساختی و ساماندهی در بدنه مدیریت و استراتژی های بلند مدت چندان موافق نیستند.

 توجه داشته باشید که این سبک ازنگرش سال هاست که پاسخ سختی به نامها و برندهای بزرگ این صنعت داده است که اصولاً نخواستند سازمان خود را با ملزومات حا کم بر بازار منطبق سازند. این مقاومت در تمام ابعاد اجرایی این نهادها به چشم می خورد. مقاومت این مدیران سنتی در برابر انجام مطالعات بازاریابی و مخاطب اجازه نمی دهد تا در بازار رقابتی جایگاه خود را بسنجند و درنتیجه با کاهش سهم بازار ومتعاقباً کاهش فروش مواجه می شوند.

خطر بروز ۲ نقصان مدیریتی در صنعت کشور به چشم میخورد.نخست پدیده نزدیک بینی بازاریابی است. این پدیده در مدیرانی دیده می شود که تحلیل شخصی خود را از بازار اصلح دانسته و براین باورند که بازار به مخاطب سوار هستند؛ اما اغلب خلاف این گزاره اثبات می شود. نقصان دوم در رفتار جمعی صنایع کشور است که به محض ورود یک کالا به کشور همگی بدون اینکه نسبت به توانایی های خود، رفتار بازار، جامعه هدف و سازوکار خدمات پس از فروش آن اشراف کافی داشته باشند به سوی آن هجوم می آورند.این جریان نیز چنان که در برهه های متعدد دیده شده است نه تنها به سود شرکت های فعال نیست، بلکه به مثابه تیشه ای تیز و برنده برریشه صنعت و سرمایه ملی کوبیده می شود.

مراحل مطالعه بازار و جامعه هدف در ۳ مرحله جامع و دقیق پی گیری می شود. دقت داشته باشید که تنها با ملاحظه این ۳ گام مدیریتی درفعالیتهای اقتصادی قادر خواهید بود تا موانع و معضلات پیش روی خود را از میان بردارید و درمسیرتوسعه پیش بروید. درمرحله نخست درمیابیم که مخاطب محصولات و خدمات کیست.سپس به جامعه ای از طبقات فکری با مشترکات واختلافات متعدد دست میابیم که باید به فراخور مشخصات برند و شیوه عملکرد ما گزینش شوند. سپس از این جامعه هدف، بخشی از بازار که تناسب بهتر و بیشتری با کالای تولیدی ما دارند گزینش شده و بلافاصله نسبت به ویژگی های آن مطالعات علمی و میدانی آغاز می شود. دراین مرحله باید آگاه شویم که مخاطب در چه طبقه اجتماعی قرار دارد، چه می خواهد، چگونه  می اندیشند و چه باعث می شود که شما را به عنوان برند مورد قبول خود گزینش کند؟

در مرحله دوم باید رقبای خود را در بازار بشناسید. برای انجام مرحله حساس و پیچیده ابتدا باید اطلاعات و دانش خود را نسبت به ویژگی ها، نقاط ضعف و سهم بازار این شرکت ها به سطح مکفی برسانید. در جریان این مطالعات علاوه بر اینکه به سنجش جایگاه خود در بازار می پردازیم، از منظری دیگر قادر خواهیم بود تا مبنی بر کسب سهم بازار رقبا و ایجاد جذابیت بیشتر برای جامعه هدف اقدامات لازم را دنبال کنیم. سومین و آخرین مرحله از مطالعه بازار مشتمل بر جریان قیمت گذاری بر کالا و خدمات است که مستلزم اجرا و تحلیل مراحل پیشین است. بدیهی است که در مرحله قیمت گذاری ابتدا به تحلیل ارزش نقدی و زمانی کالا پرداخته می شود. سپس باید متناسب بامخاطب و جامعه هدف به تحلیل توان مالی و ارزش ادراک شده محصول نزد این بخش بپردازیم. فراموش نکنید که گاه ممکن است تصور شما به عنوان تولید کننده و متولی صنعت از محصول با نگرش و توقع مخاطب همخوان نباشد.

این اختلاف ارزش کالا ولو اینکه منصفانه هم نباشد، اما باید مورد بازنگری قرارگرفته یا در سایه جریان فرهنگ سازی و اقناع بازار به ارزش حقیقی خود در بازار دست یابد. همکاری و مذاکره با شرکت های متخصص در زمینه تحلیل ومطالعه بازار به شما کمک خواهد کرد تا مراحل یادشده را با سرعت و دقتی بسیار بالا سپری کرده و خود را برای رویارویی با بازار رقابتی حال حاضر و دوره رونق  پیش رو در بخش ساختمان تجهیز و آماده کنید. دپارتمان بازاریابی و برندینگ گروه توسعه بین المللی ساخت وساز آمادگی دارد تا با تکیه بر۱۸ سال سابقه حضور درصنعت ساختمان وفضای رسانه، به بخش های فعال حوزه ساختمان مبنی بر موارد یادشده مشاوره های تخصصی ارائه دهد.

افزودن دیدگاه

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.